جهان اسلام یا جهان مسلمانان؟

 

۱- ریال‌های کثیف برای دین‌شویی

چند روزی برای سخنرانی تاسوعا و عاشورا مهمان گروهی از ایرانیان مقیم کوالالامپور؛ پایتخت مالزی بودم. این مراسم تحت‌الشعاع حمله پلیس مذهبی مالزی برای تعطیلی مجالس عزاداری شیعیان مالزی و عراق قرار گرفت. میزبانان نگران بودند که این حملات، دامن مراسم عزاداری آنها را نیز بگیرد و این سخنرانی‌ها همراه با نگرانی از حمله احتمالی پلیس برگزار شد.
پلیس مذهبی مالزی در جریان حملات چند روز گذشته خود اقدام به دستگیری برخی عزاداران و جریمه مالی آنها کرد و مجالس آنها را به تعطیلی کشاند.
گویا در سال‌های اخیر به واسطه کمک‌های مالی گسترده سعودی به روحانیون و نهادهای مذهبی مالزی، وابستگی آنها به وهابیت افزایش محسوسی یافته و بدبینی مسلمانان شافعی‌مذهب مالزی به شیعیان تشدید شده است. جنگ سوریه نیز بهانه و انگیزه دیگری برای این تبعیض‌ها عنوان می‌شود.
شیعیان مالزی که شامل چند هزار ایرانی نیز هستند، گویا کمتر از پنجاه هزار نفرند و نگرانی از فعالیت مسالمت‌آمیز این اقلیت کم‌جمعیت، دلیلی جز ریال‌های سعودی نمی‌تواند داشته باشد که در اغلب کشورهای اسلامی، نقشی جز نفرت‌پراکنی مذهبی، افراطی‌گری و تشدید خشونت‌های دینی خون‌بار نداشته است. فضای سنگین حاکم سبب شده که بسیاری از شیعیان، اعتقادات و مذهب خود را مخفی کنند تا دچار دردسرهای شغلی و تحصیلی نشوند.
کافر و مشرک دانستن شیعیان و اعتقاد آنها به قرآنی متفاوت با قرآن مورد قبول اکثریت مسلمانان از جمله باورهای نادرستی است که به تازگی در میان اهل سنت مالزی رواج بیشتری یافته است. پمپاژ سازماندهی نفرت وهابیت علیه شیعیان در حالی است که اغلب کشورهای دنیا در دو دهه گذشته قربانی خشونت افسارگسیخته گروه‌های مختلف وهابی و سلفی بوده‌اند و بشریت و خصوصا شیعیان باید تا اطلاع ثانوی، تاوان تحقق رؤیای احیای خلافت سُنّی را بدهد.
مالزی کشوری با ادیان و‌ مذاهب مختلف و مردمانی آرام و خوش‌اخلاق است که بسیاری از آنها موافق سرمایه‌گذاری‌های معنادار سعودی نیستند و حتی کار به اعتراضات خیابانی هم کشیده است. فقط ریال‌های کثیف می‌تواند این جامعه آرام و متکثر را به تفرقه و ناآرامی بکشاند. به نظر می‌رسد که ضعف علوم انسانی و کم‌رونقی آن نیز مزید بر علت شده و بستر را برای رشد سلفی‌گری فراهم‌تر می‌کند. اینجاست که نقش متفکران نوگرا و میانه‌روی اهل سنت اهمیت می‌یابد تا مانع از نفرت‌پراکنی مذهبی در شرق آسیا شوند‌.

۲- اتوپیای جهان اسلام!

در راه بازگشت از مالزی با جوان ۳۳ ساله الجزایری همسفر شدم که می‌گفت بعد از سال‌ها کار در دبی و کوالالامپور به اروپا می‌رود تا به خواهرش در پاریس بپیوندد و در آنجا مشغول به کار شود. چند بار تلاش کردم به زبان عربی حرف بزنیم ولی با اینکه با دوست مصری‌اش به عربی حرف می‌زد و انگلیسی‌اش هم لهجه غلیظ عربی داشت، ولی ترجیح داد که به انگلیسی با من حرف بزند.

وقتی از عمار اوزگان، محمد بوضیاف، بوتفلیقه و عباس مدنی نام بردم ذوق‌زده شد که اطلاعات نسبتا خوبی درباره تاریخ کشورش دارم. پرسیدم چرا در زادگاهت الجزیره نمانده‌ای؟ گفت که الجزایر کشور قشنگی است ولی مردم آن ترجیح می‌دهند که برای زندگی بهتر در کشورهای اروپایی از جمله فرانسه مشغول کار شوند. برای همین است که الجزایر پیشرفت نمی‌کند. گفت که در دبی هم پول حرف اول را می‌زند و زندگی‌مان آرامش ندارد. مالزی هم چند سالی است که گرفتار رشوه و مافیا شده و دیگر جای خوبی برای کسب درآمد نیست. اروپا الان بهترین جا برای ماهاست.

گفتم رفتار فرانسوی‌ها با اعراب مسلمان مهاجر چطور است؟ گفت که رفتار خیلی خوبی دارند و خواهرم آنجا زندگی می‌کند و راضی است. با تعجب گفتم که من شنیده‌ام در پاریس، رفتار خوبی با مهاجران مسلمان نمی‌شود. تعجب مرا که دید کمی از قطعیت کلامش کاست و گفت که معمولا رفتار بدی با ما ندارند.

اینها را که شنیدم فهمیدم که چرا ترجیح می‌داد با من به انگلیسی حرف بزند. جالب اینکه وقتی حرف‌مان به ایران و ایرانی‌ها کشیده شد گفت که ایرانی‌ها را خیلی دوست دارد چون در برابر غرب ایستاده‌اند. دیگر به او نگفتم که ایستادگی در برابر غرب چه هزینه‌های سنگینی به حکومت و مردم ایران تحمیل کرده و اساسا چرا باید فقط ایران، بار سنگین احیای عزت از دست‌رفته مسلمین را به دوش بکشد و بقیه به دنبال جای بهتری برای درآمد و راحتی بیشتر باشند؟! خلاصه کلامش این بود که گفت به آینده جهان اسلام هیچ امیدی ندارد!

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در اجتماع, سیاست ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به جهان اسلام یا جهان مسلمانان؟

  1. ش می‌گوید:

    چه جالب
    ممنون‌ که نوشتید

    [پاسخ]

  2. رضا خراسانی می‌گوید:

    بسیار عالی. نمی‌دانم چرا با خواندن بخش دوم مطلبتان به یاد این جمله ماهاتیر محمد افتادم که خطاب به ایرانیان گفته بود: آمریکا مانند گاوی است که ما از شیرش خوردیم و شما با شاخش درگیر شدید. به‌نظر می‌رسد تمدن برتر اسلامی – یا به زعم شما همان یوتوپیای اسلامی – ادعایی صرفا در سطح نظر و انتزاع است و واقعیت همان است که نوشتید: آرزوی بسیاری از مردمی که در این یوتوپیای ذهنی اسلامی زندگی می‌کنند، زیست در یوتوپیای واقعی غربیست.
    مفهوم عزت هم گویا رهزن شده است؛ توهم عزت‌مندی داریم. مفاهیمی ازین دست اگر به خدمت حکومت‌های ایدئولوگ درآیند، نتیجه‌اش برای ملت می‌شود خوشبختی در خیال و بدبختی در واقعیت. پرسش ساده این است: عزت را ما داریم که با دنیا درافتاده‌ایم و ساده‌لوحانه با تمرکز و صرف هزینه در تولید جنگ‌افزار گام در مسیر شوروی سابق گذاشته‌ایم و بدین‌وسیله به خیال خودمان به دنیا فخر و عزت می‌فروشیم، یا – مثلا – کره‌ی جنوبی که با آخرین محصولاتش در حوزه‌های مختلف تکنولوژی (موبایل و خودرو و…) در غرب جولان می‌دهد و با دنیا نیز سر جنگ ندارد؟
    نه سال‌ها، بلکه قرن‌ها از غرب عقبیم. این به‌معنای خودباختگی و غرب‌شیفتگی نیست؛ که ‌به‌معنای درک و توصیف حقیقی واقعیت است. عقب‌ماندگی‌ای که صرفا در حوزه‌ی تکنولوژی و صنعت هم نیست؛ بلکه سیاست، اقتصاد و فرهنگ را هم شامل می‌شود. مدرنیزاسیون در غرب بر بستر مدرنیته شکل گرفت. آن‌که آرزوی زیستن در یک کشور غربی را دارد، مشتاق خودروی پیشرفته و موبایل و حتی آزادی‌های جنسی هم نیست؛ که این‌ها در خیلی از کشورهای جهان سوم هم یافت می‌شوند؛ بلکه کرامت انسانی، فرصت‌‌های برابر کاری، آزادی‌های مدنی، سیستم قضایی پیشرفته و مستقل و مواردی ازین‌دست را می‌جوید.
    حقیقت تلخ همان جمله‌ی معروفیست که در غرب اسلام دیدم ولی مسلمان ندیدم. این جمله را باید چنین تصحیح کرد: در غرب اسلام و مسلمان را با هم دیدم. مسلمانی به شناسنامه و اهتمام به ظواهر شریعت نیست؛ که اگر بود ابن‌ملجم‌ها و ابن‌سعدها و ابوبکر بغدادی‌ها بسیار مسلمان‌تر بودند.
    سپاس از مطلب مفیدتان

    [پاسخ]

  3. علی سرداری می‌گوید:

    با سلام به شما من ار همین جا شروع می کنم که شما به آن فرد می گوید شنیده ید بر خورد فرانسه با عربها خوب نیست
    با کمال تاسف اساس حوزه بر اساس شنیده بنا شده به تحقیق وتقحص
    در ضمن من در دهه ۴۰و۵۰ در قم بودم وذرس می خواندم و در پس از انقلاب جون طرف دار شریعتی ومنتقد بودم دستگیر وزندانی شکنجه شدم ویک روز روی خوش ندیدم
    ایا ۳۰ سال است در فرانسه دارم زندگی می کنم همیشه منتقد دولت وفرهنگ فرانسه بوده ما یک بار هم نه دستگیر ونه پولیس با من بر خورد نکرده است ومن با عربها در اینجا آشنا هستم اینها خودشان نمی خواهند گیش رفت کنند من ۲ فرزد دارم یکی پزژک دومی مجندس برق می باشند اگر من در ایران بودم هیچ کدامش امکان نداشت چنین کاری پیش بیاید

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۱۷ام, ۱۳۹۶ ۸:۵۰ ب.ظ:

    سلام. ممنون از نظرتان
    شنیده‌های بنده از افراد ساکن پاریس بوده و نه حوزوی‌ها.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *