اربعین و دوگانه اجتناب‌ناپذیر

سایه‌های سنت(۲)

پیاده‌‌روی اربعین را حوزویان نجف به راه انداختند و گسترش دادند. تا یک دهه پیش اغلب ایرانیان حتی از وجود چنین آیینی بی‌خبر بودند؛ همان‌طور که الان اغلب ایرانی‌ها از وجود زیارت پیاده نیمه شعبان بی‌‌خبرند و بعید نیست که در سال‌های آتی با حرکت اربعین به سمت فصل گرما و خنک شدن روزهای ماه شعبان، این زیارت نیز مورد علاقه ایرانی‌ها قرار بگیرد.
ورود نظامی ایران به جنگ با داعش و تشدید خطر نفوذ داعش در عراق سبب شد که برخی‌ ایرانی‌ها ماهیت سیاسی به زیارت اربعین بدهند. البته این بدین معنا نیست که خود عراقی‌ها هیچ‌گاه ماهیت سیاسی به اربعین نداده‌اند. مخالفت و ممانعت صدام با این آیین سبب شد که زیارت پیاده اربعین حاوی ماهیت ضدحکومتی نیز بشود؛ همان‌طور که عزاداری‌های دوره رضاشاه به دلیل مخالف‌های حکومتی، ماهیت سیاسی پررنگ‌تری به خود گرفت. اصلا نفس عزاداری شیعی ماهیت ذاتی سیاسی دارد و نمی‌شود آن را از بُعد سیاسی تهی کرد. آغاز زیارت اربعین در دهه گذشته نیز بلافاصله پس از سقوط صدام در روزهای منتهی به اربعین بود که سیل عراقی‌ها پس از سال‌ها ممنوعیت به کربلا روانه شدند.
اما آنچه که ورود برخی ایرانی‌ها را به زیارت اربعین، معنادار کرده، ورود دعواها و رقابت‌های سیاسی ایرانی به این آیین مذهبی است؛ چیزی که چند روز پیش آیت‌الله مکارم شیرازی از آن با عنوان «جناحی کردن زیارت اربعین» یاد کرد و از ایرانی‌ها خواست از تفرقه‌افکنی سیاسی و تبلیغ اشخاص در این زیارت خودداری کنند.
با این حال به نظر می‌رسد که شفافیت و صراحت سیاسی به جزء لاینفک برخی حوزویان ایرانی بدل شده و آنها برای فعالیت صریح سیاسی در زیارت اربعین عراقی‌ها دلایل خاص خود را دارند. اینکه بر خلاف سال‌های گذشته که روحانیون ایرانی برای راهنمایی شرعی زائران به عراق اعزام می‌شدند، امسال سخن از اعزام ده‌ها روحانی آشنا به زبان‌های انگلیسی و عربی برای تبلیغ «گفتمان انقلاب اسلامی ایران» در این آیین به میان می‌آید نشان همین ذاتیت سیاست‌گرایی بخشی از حوزویان است.
اما عراقی‌ها چه واکنشی به این رفتار نشان می‌دهند؟ به نظر می‌رسد که با توجه به تکثر فکری موجود در میان حوزویان و مذهبی‌های عراق، علاقه ویژه آنان به احترام و تکریم زائران اربعین و اطلاع آنان از کمک‌های فراوان ایران به جنگ علیه داعش، رفتارهای صریح سیاسی ایرانی در زیارت اربعین در کنار ده‌ها اندیشه و تفکر و تصویر دیگر قرار می‌گیرد و به چشم نمی‌آید. آنها آنقدر‌ها که ما درگیر اختلافات سیاسی خود هستیم، درگیر نزاع سیاسی داخلی ما نیستند و خود به اندازه کافی دارای تکثر و رقابت سیاسی درونی هستند که از دغدغه‌ها و شفافیت‌ها و اعلام موضع‌های سیاسی ما علیه همدیگر احساس خطر نکنند.
بنابر این به نظر می‌رسد که این رفتارها بیشتر مصرف داخلی دارد؛ همان‌گونه شرکت برخی هنرمندان و چهره‌های اجتماعی مشهور ایرانی در این زیارت، مصرف داخلی دارد و در اتمسفر عراقی‌ها اثری نمی‌گذارد. برخی از ما ایرانی‌ها حتی در کنش‌های اجتماعی خود در خارج از کشورمان نیز انگار چندان علاقه‌ای به جمع‌پذیری و همبستگی و همراهی با «دیگری» نداریم؛ ولو آنکه اکثریت با آن دیگری باشد. زیارت اربعین نیز تجربه دیگری برای اثبات این گزاره است. حتی در زیارت نیمه شعبان نیز ایرانی‌ها در اکثریت عراقی‌ها هضم نمی‌شوند. عراقی‌ها آشکارا شادی می‌کنند و کف می‌زنند و هلهله می‌کنند و خیلی از زائران ایرانی نوحه می‌خوانند و سینه می‌زنند.
این دوگانه که در اربعین بین حوزویان عراقی و ایرانی می‌بینیم، ریشه در نوع کنش اجتماعی دو ملت دارد و در نوع خود جذاب و البته آسیب‌پذیر است.

– این یادداشت در صفحه ۱۴ روزنامه جامعه فردا (۱۵ آبان ۹۶) منتشر شده است.

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در اجتماع, سیاست ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *