مدرسه ای که علامه طباطبایی معمار آن بود

سید مرتضی ابطحی: این هفته مصادف بود با سالگرد درگذشت آیت‌الله العظمی سیدمحد حجت کوه‌کمره‌ای. آیت‌اللهی که پس از فوت مرحوم شیخ عبدالکریم حائری یزدی، بخشی از مسوولیت اداره حوزه بر دوشش افتاد. وی از نزدیکان مرحوم شیخ بود و جزو مراجع ثلاث محسوب می‌شد. با توجه به وضعیت رو به رشد حوزه قم، مسوولیت حجت دوچندان بود. آنطور که در نشریه آیین اسلام که در ۱۵ خرداد ۱۳۲۶ منتشر شده آمده است: «چون از چندین سال قبل که عظمت و شهرت علمی حوزه مقدسه علمیه قم در اطراف و اکناف منتشر و در جامعه شیعه طنین‌انداز گردید، محصلین با همت و صاحبان قریحه علمی برای فرا گرفتن علوم و معارف دینی و تحصیل کمالات رهسپار این حوزه شدند تا تحت تعلیم او تربیت استادان حاذق روحانیت بهره‌مند و کامیاب شوند. فلذا عده طلاب رو به فزونی نهاده و تمام مدارس معموره قم مملو و با مضیقه و مشقت زیاد سکونت می‌گردند.» این شرایط، باعث شد تا آیت‌الله حجت مدرسه‌ای را تاسیس کند. وی که پیش‌تر نیز به فکر حل این مشکل بود؛ «عمارت نایب‌السلطنه» در نزدیکی حرم حضرت معصومه(س) را به همین منظور خریداری کرده بود، اما به فکر توسعه آن افتاد. وی «چند هزار متر زمین متصل به همان عمارت نامبرده را خریداری فرموده و ۲۴۵۶ متر از اراضی متعلقه به آستانه مقدسه معصومه به عنوان اجاره ۱۰۰ ساله استیجار فرمود»(آیین اسلام/ شماره ۱۶۲/ص۱۰) نقشه این مدرسه را علامه طباطبایی کشید. همچنین آیت‌الله حجت، موسس این مدرسه در مقبره‌ای در کنار مسجد همین مدرسه دفن شد.

در سایت اینترنتی «جامعه المصطفی العالمیه» که هم‌اکنون عهده‌دار اداره این مدرسه است، آمده: «این مدرسه معظم که به نام حضرت بقیه‌الله الاعظم، حجتیه نامیده شده داراى ۹۷ حجره قابل سکونت، ۳۲ مدرس مناسب کوچک و بزرگ، ۴۶ اتاق ادارى، کتابخانه و مخزن به وسعت ۳۰۰ مترمربع، سالن ورزش به وسعت ۳۲۰ متر مربع، فضاى سبز به مساحت ۱۹۰۰ مترمربع مى باشد.»
آیت‌الله حجت در کنار فکر زندگی مادی، برای معنویت طلاب نیز تدارک برنامه‌هایی دیده بود. وی از حاج آقا حسین فاطمى‌قمى که از اساتید اخلاق قم محسوب می‌شد، دعوت کرد تا در روزهای جمعه دروس اخلاق در این مدرسه برگزار کند. حاج شیخ عباس تهرانى نیز یکی دیگر از اساتید اخلاق این مدرسه بود. آیت‌الله حجت در شرایطی که کتابخانه‌های زیادی در قم وجود نداشت، در مدرسه‌اش کتابخانه بزرگی برپا کرد. وی همچنین به جمع‌آوری نسخ خطی پرداخت. قوانین خاص این مدرسه که توسط آیت‌الله حجت به شدت پیگیری می‌شد، در فضای آن موثر بود. آنگونه که مرحوم آیت‌الله مرتضی بنی‌فضل می‌گوید: «یکی از شرایط حجره دادن در مدرسه حجتیه پوشیدن لباس روحانیت بود. من چون این شرط را نداشتم حجره به من ندادند.» علاوه بر آن شرط سنی و تحصیلی نیز لحاظ می‌شد.
اگرچه در حال حاضر این مدرسه مخصوص طلاب غیرایرانی است، اما پیش‌تر وضعیت به این شکل نبود. مدرسه حجتیه از مدارسی بود که با توجه به قدمت، موقعیت جغرافیایی نزدیک به مرکز شهر و مقررات خاص خود پذیرای طلاب و اساتید سرشناس بسیاری بوده است. شهید آیت‌الله بهشتی یکی از شاگردان این مدرسه بود. آیت‌الله یزدی نیز که در این مدرسه ساکن بوده است، در خاطراتش از نظم شهید بهشتی می‌گوید. حجت‌الاسلام‌والمسلمین مسیح مهاجری نیز آن روزها را به یاد می‌آورد: «( شهید بهشتی) در بین‌همه‌طلاب‌تنها کسی‌بود که‌ موقع ‌اذان ‌ظهر در صحن‌مدرسه‌حجتیه‌می‌ایستاد و با صدای‌بلند اذان ‌می‌گفت‌.» آیت‌الله شیخ علی تهرانی دیگر روحانی قدیمی حجتیه‌نشین است که البته پس از انقلاب مسیری جدای از بهشتی انتخاب کرد. آیت‌الله عبدالله جوادی‌آملی هم در خاطرات خود از سکونت کوتاه خود در این مدرسه روایت می‌کند؛ در همین مدت کوتاه که میهمان بعضی طلاب بوده است، امام موسی صدر را می‌دیده که به آن مدرسه می‌رود و بحث‌های امروزی می‌کند و از لزوم توجه به زمانه و مقتضیات آن می‌گوید: «طلاب حوزه علمیه، اکنون درباره دمای ثلاث حیض، نفاس و استحاضه بحث می‌کنند که این مسائل چندان محل ابتلا و نیاز نیست؛ این آقایان طلاب درصدد ارائه طرحی جامع و نقشه پیشنهادی عملی برای حل مشکلات سیاسی اجتماعی مردم مسلمان نیستند و فقط منفی‌بافی می‌کنند.» (مهر استاد/ص۱۸۷) دوران طلبگی سیدهادی خسروشاهی نیز با نام حجتیه پیوند خورده است. وی در این مدرسه در درس تفسیر علامه طباطبایی شرکت می‌کرد. محمداسماعیل صائنی زنجانی، یکی دیگر از شاگردان علامه طباطبایی نیز در همین مدرسه تحصیل می‌کرد که هم حجره‌ای وی حجت‌الاسلام‌‌و‌المسلمین عباسعلی عمید زنجانی بوده است. عمیدزنجانی درخاطرات خود از حضور مرحوم نواب در این مدرسه و ارتباط با بعضی طلاب همچون آقایان محمدجواد حجتی‌کرمانی، باهنر، هاشمی‌رفسنجانی و موحدی‌کرمانی می‌گوید. مکارم‌شیرازی و دایی مقام معظم رهبری، مرحوم میردامادی دو روحانی دیگری هستند که عمید به‌عنوان ساکنان حجتیه از آنها نام می‌برد. (خاطرات حجت الاسلام و المسلمین عمید زنجانی / ص ۳۷ تا ۳۹)

مرکزیت حجتیه در کنار مدرسه فیضیه باعث شد تا در دوران انقلاب زیر نظر ماموران امنیتی رژیم قرار گیرد. مرحوم آیت‌الله علی مشکینی در این مدرسه دعای ندبه سیاسی برگزار می‌کرد. همچنین روز جمعه دوم فروردین ۱۳۴۲همزمان با سالگرد شهادت امام صادق(ع) در این مدرسه مراسمی از طرف آیت‌الله سیدمحمدکاظم شریعتمداری برگزار شد. علی دوانی در کتاب نهضت روحانیون ایران اوضاع مدرسه حجتیه را بدین‌صورت توصیف می‌کند: «در مدرسه حجتیه علاوه بر چند روضه‌خوان، آیت‌الله مشکینی قرار سخنرانی داشت. در بین سخنرانی وی، ناگهان به شکل هماهنگ چند نفر صلوات می‌فرستند و این کار را هر چند دقیقه یک بار تکرار می‌کنند. وحشت مجلس را فراگرفت. در این زمان یکی از پهلوانان قم به نام «میری» که در مجلس حاضر بود به طرف منبر آمد و گفت: هر حرامزاده‌ای که بخواهد مجلس را به هم بزند، با مشت من مواجه خواهد شد. اخلالگران با این تهدید جا خوردند و در اجرای ماموریت خود ناکام ماندند.» این وضعیت باز هم در چهارشنبه ۶ آذر همان سال دوباره تکرار شد: «با استفاده از مامورین رسمی و مسلح برای ایجاد تشنج و به‌وجودآوردن صحنه دیگری همچون مدرسه فیضیه کوشش می‌کند. و بدین منظور… یک ساعت‌و‌نیم بعدازظهر روز چهارشنبه ۶ آذرماه جاری عده‌ای پلیس به اتفاق دو افسر و عده‌ای چاقوکش به مدرسه حجتیه ریخته و برای و ارعاب و تهدید دانشجویان علوم دینی درب‌های مدرسه را محکم می‌‌بندند و به ۹ نفر از طلاب اعلام می‌کنند، فورا حجره‌های خود را تخلیه کرده و به ۱۲۰ نفر دیگر اخطار می‌کنند که به دادگستری شهرستان معرفی کنند.»(بخشی از بیانیه مردم اصفهان علیه اقدامات شاه) سرانجام به دنبال بالارفتن اعتراضات عمومی علیه شاه، در ۱۹ دی ۱۳۴۲ در مدرسه حجتیه یکی از طلاب را با تیر زدند. اما با وجود این اعتراض‌های سیاسی در دوران انقلاب، پس از پیروزی انقلاب برخی انقلابیون از تولیت این مدرسه دلخوشی نداشتند و به اعتراض در این مدرسه پرداختند.
آیت‌الله موسوی گرگانی که از تحصیل‌کردگان و مدرسین همین مدرسه به شمار می‌رود در خاطراتش به حوادث پس از انقلاب و حمله نیروهای انقلابی به این مدرسه اشاره می‌کند. آنطور که وی می‌گوید: «پس از انقلاب یکبار به مدرسه آمدم، دیدم درهای حجره‌ها را شکسته‌اند و کتاب‌های طلبه‌ها را بیرون ریخته‌اند. می‌گفتند این مدرسه محل ضد انقلاب شده! تمام کتاب‌های من را هم که بالغ بر یک هزار جلد می‌شد در مسجد مدرسه روی کتاب‌های دیگران ریخته بودند و فرش را روی آن کشیده بودند.»

همین نوشته در  اعتماد ملی
همین نوشته در حوزه نامه

نوشته شده در  یکشنبه ۲۰ اردیبهشت۱۳۸۸ساعت ۲۳:۰۵
این نوشته در تاریخ, حوزه ارسال و , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *