ماجرای استان شدن قزوین

در مسجد جامع زنجان - تابستان سال 1373 در سخنرانی احمد حکیمی پور نماینده زنجان در مجلس چهارم علیه استان شدن قزوین

علی اشرف فتحی: در این تصویر،نوجوانی که در ردیف اول جمعیت می بینید منم که در۱۳سالگی ام با حضور در سخنرانی نماینده وقت زنجان در مجلس چهارم،مخالفت خود را با استان شدن قزوین و جدایی آن از استان زنجان ابراز می کنم! این عکس در صفحه اول هفته نامه توقیف شده امید زنجان (۲۶مرداد۱۳۷۳) چاپ شده بود.کسانی که آن روزها را به خاطر می آورند به خوبی می دانند که چه اختلاف شدیدی میان زنجانی ها و قزوینی ها بر سر استان شدن قزوین بروز کرده بود. ۱۳سال پیش در چنین روزهایی (مرداد و شهریور۱۳۷۳) با وعده تحریک آمیز بشارتی وزیر کشور احمدی نژادی!! کابینه دوم هاشمی مبنی بر حتمی بودن استان شدن قزوین و عدم تصویب آن در مجلس چهارم، قزوینی ها سر به شورش برداشتند و به مسافران زنجانی که از این شهر می گذشتند حمله کردند. این که بشارتی را احمدی نژادی خواندم، بدین سبب بود که او کاملاً مشابه احمدی نژاد رفتار می کرد. از جمله در یک سخنرانی در یکی از شهرهای آذربایجان گفته بود که « خدایا! استانداران علی(ع) خطا می کردند ولی استانداران من خطا نمی کنند»!! و هم او بود که احمدی نژاد را استاندار اردبیل کرد. به هرحال آن روزها برایم بسیار تلخ و عبرت آموز است. درهمان ایام در جریان یک اردوی استانی ، بین فرزندان شهید زنجانی و قزوینی درگیری سختی رخ داد و عده ای از طرفین زخمی شدند!! نماینده زنجان در آن روزها احمد حکیمی پور (آقایاری) بود که بعدها در اولین شورای شهر تهران به پست دبیری شورا رسید و همان کسی بود که سعید حجاریان را پس از ترور به بیمارستان رساند و به همین دلیل از سوی آیت الله مصباح یزدی به همدستی با عوامل ترور متهم شد!! احمد حکیمی پور که مردم او را به نام «حاج احمد آقایاری» می شناختند از رزمنده های با سابقه شهر و یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس بود. مردم او را با شعار «حاج احمد آقایاری شهیدلر یادگاری» با رأی بالایی به مجلس چهارم فرستادند. او در کنار مهندس غریبانی و … به عنوان اقلیت چپ گرای مجلس، دوران پرکار و مشغله ای را پشت سر گذاشت و مخالفت های او با طیف حاکم منجر به رد صلاحیت او و همفکرانش در انتخابات مجلس پنجم شد. (اینجا را بخوانید ) حتی وقتی دکتر سید محسن نجفیان که فرزند یکی از علمای خوشنام شهر واز رزمندگان جانباز لشگر عاشورا و نیز یک ریاضیدان مطرح بود، از سوی حکیمی پور و رزمندگان همفکرش که به «رزمندگان مسجد آیت الله دستغیب» مشهور بودند به عنوان کاندیدای مجلس معرفی و با رأی بالایی که تاکنون بی نظیر بوده است به نمایندگی برگزیده شد، شورای نگهبان و وزارت کشور با نظامی کردن فضای شهر ، انتخابات را باطل و از راهیابی مجدد این طیف به مجلس ممانعت کردند. نشریه وابسته به آنها که « امید زنجان » نام داشت و اولین مقاله من با عنوان «تحریفات عاشورا» در مرداد۱۳۷۴ در آن منتشر شده بود، چندی بعد برای همیشه با شکایت سرلشگر صفوی فرمانده سابق سپاه تعطیل شد.

حکیمی پور و همفکرانش با وجود گذشت ۱۵ سال از ورودشان به عرصه سیاست، هنوز در زنجان محبوبیت دارند و از این رو همواره از ورود مجددشان به هرگونه انتخاباتی ممانعت می شود. او در مجلس چهارم با شدت و حرارت تمام مانع از جدایی قزوین از زنجان شد و در این راه متحمل انتقادات فراوانی گردید ولی با قانع کردن نمایندگان راست گرای آن دوره ، لایحه استان شدن قزوین را با رأی منفی مجلس مواجه کرد.این درحالی بود که او از نمایندگان اقلیت چپ (خط امامی) به شمار می رفت. شاید بپرسید چه ضرورتی داشت که قزوین تحت سیطه زنجان بماند؟ مگر قزوین پیشرفته تر و صنعتی تر از زنجان نبوده و نیست؟ واقعیت آن است که در دوران پهلوی به لحاظ نفوذ خوانین ذوالفقاری زنجان در دربار به واسطه نسبت خویشاوندی آنها با فرح پهلوی و آذربایجانی الاصل بودن فرح، زنجان در جریان تقسیمات کشوری آن دوره به مرکزیت استانی رسید که هم همسایه پایتخت بود و هم شهر مهمی چون قزوین را در خود جای می داد. نزدیکی قزوین به تهران و غیر بومی بودن غالب استانداران زنجان منجر به رشد سریع قزوین و عقب ماندگی زنجان شد. طبیعتاً با جدایی قزوین از زنجان علاوه بر آنکه بین استان زنجان و تهران فاصله می افتاد، عملاً زنجانی ها همه سرمایه گذاری هایی را که با بودجه استانی شان در قزوین صورت گرفته بود از دست می دادند. اینگونه بود که زنجانی ها به شدت مخالف جدایی قزوین از استان خود بودند.

هرچند مجلس چهارم لایحه استان شدن قزوین را رد کرد ولی قزوینی ها دست بردار نبودند و در مجلس پنجم که به برکت نظارت استصوابی، امثال حکیمی پور ، دیگر موی دماغ نبودند ابتدا قزوین جزء استان تهران شد و سپس استان جداگانه ای گردید. این نابرابری قومیتی بین قزوینی های فارس و زنجانی های ترک ، در سال ۷۶ منجر به رأی بسیار بالای زنجانی ها به محمد خاتمی شد. این رأی صراحتاً پاسخی به عملکرد ناعادلانه دولت هاشمی در حق زنجانی ها بود. به ویژه آنکه جناح حکیمی پور نیز به شدت طرفدار خاتمی بود. به یاد دارم که رزمندگان مسجد آیت الله دستغیب در جریان دسته عزاداری سالانه خود که شب تاسوعای هر سال برگزار می کردند و یادگار شهدای این طیف هم بود ، آن سال که محرم همزمان با تبلیغات انتخابات دور هفتم ریاست جهموری بود شعار می دادند:« دولت زوری نمی خوایم ناطق نوری نمی خوایم». رشد نامتوازن و شکاف طبقاتی و نابرابری قومیتی ، یکی از پاشنه آشیل های هر حکومتی است.متأسفانه سیاست یکسان سازی ملیتی که رضاشاه آن را آغاز کرد در طول هفت دهه گذشته نهادینه شده و علیرغم تغییر رژیم، نگاه شک دار حکومت مرکزی به قومیت ها هفتاد سال است که مسأله ترک ها و کردها و لرها و عرب ها و… به شمار می رود. ناآرامی های دوسال اخیر در مناطق کرد و ترک و عرب و بلوچ باید هشداری به حکومت مرکزی باشد که اگر اتفاق ناگواری بیافتد ایران به مراتب، بدتر از عراق صحنه نزاع های قومی و مذهبی خواهد شد. سرکوب اعتراضات قومی، مسکن موقت است. باید درمان اساسی کرد.

نوشته شده در روز جمعه بیست و سوم شهریور ۱۳۸۶

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در تاریخ, سیاست, عکس ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

9 پاسخ به ماجرای استان شدن قزوین

  1. بازتاب: از پایگاه 9 دستغیب تا ستاد میرحسین « تورجان

  2. آسمان می‌گوید:

    سلام
    از همان نوجوانی هم به دنبال سیاست بودید و صد البته زنجان!
    :))

    [پاسخ]

  3. Mojtaba می‌گوید:

    فکر کنم ۱۸سال پیش در چنین روزهایی درست هست. در ضمن قزوین فارس نبوده، فارس شدن قزوین مثل فارس شدن نسل جدید زنجان هستش. بعید نیست ۱۰-۲۰ ساله دیگه زنجان رو هم فارس حساب کنند. همین الان هم بعضیها میگن زنجان فارسه، البته من وشما می‌دونیم این چقدر با حقیقت فاصله داره.

    [پاسخ]

    ب پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۳ ق.ظ:

    قزوین عربی شده ی کسپین هست که نامش از قوم و تمدن قبل از آریایی کاسپین که از شمال ایران منشا گرفته میباشد که نه ترک بودن ونه فارس.مردم اصیل شهر قزوین هم اکنون فارس هستن+کاس؛در الموت مردم شمالی هستن؛تاکستان تات؛مناطقی مثل آبیک و بوئین زهرا ترک؛مهاجر کرد و لر هم در سطح استان پراکندن.البته اقلیتی ارمنی و رومانو هم در استان بویژه قزوین و اطرافش زندگی میکنن.حالا شما بگید کجاش همه ترکن؟!

    [پاسخ]

  4. کامران می‌گوید:

    باور کنید این حرفها درست نیست.در ایران تبعیض مذهبی وجود دارد اما تبعیض قومی نه به آن شکل. ترک ها از نظر درآمد از فارس ها بالاتر هستند.آذربایجان شرقی بعد از تهران توسعه یافته ترین استان است. طبق اعلام سازمان ملل تبریز توسعه یافته ترین شهر ایران است. یعنی از تهران هم توسعه یافته تر.هیچکدام از استان های ترک نشین جزء استان های محروم کشور نیستند . اما استان های فارس نشینی مثل بوشهر هرمزگان خراسان جنوبی بخش های زیادی از کرمان و منطقه ی سیستان (برخلاف بلوچستان مردمش فارس و شیعه اند) شدیدا محروم هستند.در تهران هم که همه می دانند اقتصاد و بازار به طور عمده در دست ترک هاست .بسیاری از مقامات هم ترک اند. تبعیض قومی دروغ بزرگی است که خیلی ها دانسته یا نادانسته تکرار می کنند.

    [پاسخ]

  5. حسین می‌گوید:

    والا به نظر من شهری به بزرگی قزوین نیازی به اینکه به قول شما تحت سیطره زنجان بمونه نداشت…
    حقش بود که استان بشه…
    ناعدالتی وقتی رخ میداد که مردم کوتاه میومدن و تن به آرای مشکوک نمایندگان مجلس چهارم میدادن…
    امیدوارم طاقت شنیدن صدای مخالف رو داشته باشید…

    [پاسخ]

  6. بازتاب: IRAN BASHARR – ایران بشر

  7. بازتاب: روایت شورش مشهد، ‌اسلام شهر و قزوین در دوران هاشمی | Aleborzma's Blog

  8. مهران می‌گوید:

    قزوین ۸۰ درصد تورک داره .مناطق دشتابی قاقازان غربی و شرقی رامند بویین زهرا و جنوب قزوین آبیک بشاریات آوج و بخشهای ضیاباد و خرمدشت و آبگرم و روستاهای تابعه شهر نرجه( نرگه) و روستاهای تابعه خود شهر قزوین محله های شیخ آباد دروازه خیابان سپه و …اهالی مهاجرت کرده از روستاهای اطراف شهر اقبالیه سلطان آباد همه روستاهای شهرستان بویین زهرا همچنین روستاهایی در الموت غربی رودبار و طارم شمال عربی استان همه و همه ترک و به زبان آزربایجانی سخن میگویند و فرهنگ و آداب و رسوم آزربایجانی دارند .
    خب هستند کسانی که مهاجرت کرده از کرد لر شمالی و بومی های اقلیت تات در فقط و فقط خود تاکستان که باز هم نصف خود تاکستان ترک هستند و چند شهر و روستای انگشت شمار تات زبان .که از ده عدد تجاوز نمیکنه .
    حالا کسایی که مطالعه ندارن بدونن تورکهای سلجوق و صفویه و افشار بودن که زبان فارسی رو به عنوان زبان ملی برای ارتباط برگزیدن زبان فارسی با ترکی منافاتی نداره .زبان قزوین یا لهجه ی قزوینی که در تمام روستاهای اطرافش تا ۴۰سال گدشته هم رواج داشت زبان ترک هایی هست که فارسی صحبت میکنند به شیوه خودشان والا من به عنوان یک قزوینی اصیل میگم که قزوین ترک هست و به زبان ملی و رسمی کشور فارسی رواج پیدا کرده .چون بعد قزوین قم ساوه ساوجبلاغ و نظراباد و…. اطراف تهران هم روستاهای ترک وجود داره .
    همه ما ایرانی و دارای یک هویت هستیم .و تورک بودن ایرانی ها ربطی به ترکیه و ….نداره .چون جزئ پنجمین زبان زنده جهان محسوب میشه .نمیشه گفت با فلان کشور یکی هستند همه .ما همه ایرانی هستیم از قوم دلیر ماد.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *