مرجعیت هنوز زنده است

با گذشت بیش از سه ماه از انتخابات بی سابقه ۲۲ خرداد، هنوز هم پیامدهای آن دامنگیر فضای سیاسی و اجتماعی کشور است. حوزه علمیه قم نیز از این فضای داغ به دور نیست و می توان گفت که داغ ترین تابستان تاریخ خود را پشت سر گذاشته است. آنها که از نزدیک با تاریخ حوزه علمیه قم آشنا هستند، نیک می دانند که تاکنون چنین رایزنی هایی میان مردان سیاست تهران نشین با مردان مذهب قم نشین رخ نداده است. همچنین رایزنی های مشترک میان مراجع تقلید نیز به حد بی سابقه ای رسیده است. به جرأت می توان گفت که در حوادث تاریخی دوران انقلاب نیز تا این حد که امروز شاهدیم، همدلی و هماهنگی مراجع تقلید و دیدارهای پیاپی آنها با سیاستمداران و نیز دیدارهای درون حوزوی را سراغ نداشته ایم. همه این علائم و قرائن بود که مرا به نوشتن پست «سرنوشت ایران در دستان قم و تهران» ترغیب کرد.

دیدار مهم حضرات آیات صافی گلپایگانی و صانعی، 16 شهریور 88

اما لا به لای این حوادث بی سابقه تاریخی که به دلیل کثرت و تداوم، ابعاد آن از چشم تحلیلگران به دور مانده است، در ماه رمضان گذشته شاهد دو رویداد مهم در قم بودیم که فکر می کنم نباید اهمیت آن را نادیده بگیریم. نخستین رویداد که در نوع خود بی نظیر بود، دیدار دو مرجع تقلید اثرگذار حوزه بود که وجود تفاوت های مبنایی در باورهای آنان، اهمیت دیدار را دوچندان کرده است. پس از آنکه آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی در توبیخ جریان مخالف آیت الله صانعی در قم و لغو راهپیمایی سی مرداد این جریان علیه این آیت الله اصلاح طلب قم نقش مؤثری داشت، آیت الله صانعی در پاسخ به این حمایت قاطع مرجع تقلید متنفذ و سنت گرای قم به دیدن وی رفت تا درباره اوضاع کشور نیز با وی گفتگو کند.

وقتی بدانیم که آیت الله صافی نماد سنت گرایی در حوزه قم است و به دلیل همین باور مستحکمش به سنت، از حضور در شورای نگهبان زمان امام خمینی استعفا داد و نخواست تأیید کننده اقدامات مجلس و دولت چپ گرای دهه ۶۰ باشد و حتی در رفراندوم بازنگری قانون اساسی در تابستان ۶۸ شرکت نکرد و به قانون اساسی کنونی رأی نداد تا اعتراض خود را به ابداع نهاد سنت زدای «مجمع تشخیص مصلحت نظام» نشان دهد و از سوی دیگر اگر این را هم در نظر بگیریم که آیت الله صانعی نماد نواندیشی و هنجارشکنی های فقهی در حوزه قم است و مدافع جدی چپ گرایان دهه ۶۰ بوده، آنگاه به اهمیت دیدار اخیر این دو مرجع پی می بریم.  اگر آقایان صانعی و صافی از فقهای منصوب امام در نخستین دوره شورای نگهبان بوده اند، اکنون نیز برای چاره اندیشی درباره بحران بی سابقه کنونی در کنار هم قرار گرفته اند.

مراجع تقلید نزدیک به سران معترضین به انتخابات، اکنون به عنوان حلقه واسط معترضین و مراجع تقلید دیگر عمل می کنند. اینجاست که اهمیت دومین رویداد ماه جاری در قم روشن می شود. سفر بی سر و صدای ۲۴ شهریور میرحسین موسوی و برادرش میرمحمود به قم و دیدارهای وی با حضرات آیات صانعی، موسوی اردبیلی، بیات زنجانی و اعضای مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم از نشانه های این همگرایی بی سابقه میان طیف های متنوع نهاد مرجعیت با معترضان است. به ویژه آنکه در این سفر، میرحسین با نماینده دو مرجع تقلید بزرگ نیز دیدار و رایزنی کرده است: حجه الاسلام مهندس احمد منتظری فرزند ارشد آیت الله منتظری و حجه الاسلام جواد شهرستانی که داماد و نماینده تام الاختیار آیت الله سیستانی در ایران است. جواد شهرستانی خرداد سال ۸۷ از طریق ازدواج دخترش شیما با حجه الاسلام سید علی خمینی (فرزند کوچک مرحوم حاج سید احمد خمینی) موجب ارتباط نزدیک تر بیت امام خمینی با آیت الله العظمی سیستانی شد.

دیدار 24 شهریور میرحسین موسوی با علمای قم، وی در حال گفتگو با آیت الله بیات زنجانی است

اگرچه هنوز هیچ گونه جزئیاتی از سفر میرحسین به قم منتشر نشده است، اما شنیده ها حاکی از آن است که مطالب مهمی مطرح شده و شاید پرسش و پاسخ اخیر میرحسین و آیت الله منتظری از پیامدهای این سفر باشد. وبلاگ فرزند آیت الله بیات زنجانی نیز تصاویر و جزئیاتی از این سفر را منتشر کرده و به اهمیت این دیدارها اشاراتی داشته است.

سران معترضین در کنار حامیان دولت، رقابت نفس گیری را برای جلب حمایت مرجعیت آغاز کرده اند. هرچند به نظر می رسد که تاکنون معترضین برنده این رقابت بوده اند و رایزنی های فشرده و گسترده هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و میرحسین موسوی با بزرگان حوزه های علمیه شیعه توانسته کفه ترازو را به سود مخالفان دولت سنگین کند. باید دید که آیا حامیان دولت خواهند توانست زبان مشترکی با مرجعیت بیابند و یا به بی اعتنایی به این نهاد دیرپا و اثرگذار ادامه خواهند داد؟

اما هرچه شود، مرجعیت شیعه باز هم نشان داده که با وجود همه آسیب های درونی و بیرونی، هنوز هم نقش بی بدیلی در جامعه دارد. همه باید این را باور کنند که مرجعیت هنوز زنده است.

درباره علی اشرف فتحی

21 تیر 1360 در زنجان زاده شدم. 17 شهریور سال بعد پدرم در کردستان شهید شد. 18 ساله بودم که پس از پایان مقطع پیش دانشگاهی به حوزه علمیه قم آمدم و اکنون در مقطع درس خارج مشغول به تحصیلم. تا خدا چه خواهد ...
این نوشته در حوزه, سیاست ارسال و , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

110 پاسخ به مرجعیت هنوز زنده است

  1. سو تک می‌گوید:

    ۱٫چرا حیا نمی کنید و مهمل می بافید مگر نمیدونید صانعی پس از گرکان برای کسب مشروعیت سراغ دیدار مراجع رفت و بعد از آنکه آیات عظام مکارم شیرازی و نوری همدانی او را به حضور نپذیرفتند به طور سرزده به دفتر آیت اللعظمی صافی رفت و ایشان را در محضور اخلاقی قرار داد و خود را تحمیل کرد. تحقیق این ادعا از نزدیکان آقای صافی کار آسانی است.
    ۲٫ بیات نامرجع از کی آیت الله شده. فردی که حتی معلوم نیست از چه کسی اجازه اجتهاد داره و احتمال قریب به یقین از کسی اجازه اجتهاد نداره چون حتی در سایت او هم به این نکته اشاره نشده است و بطور خودخوانده مرجع شده و توسط ایادی چون شما مرجعیت او تبلیغ می شود که ان شاءلله این آرزو رو به گور خواهد برد و ردای مرجعیت به تن او نخواهد رفت. مردم عادی بی اطلاع هستن شما چرا تبلیغ مرجعیت این فرد معلوم الحال رو میکنید که مفسد اقتصادی بوده و به جرم زمین خواری در نارمک مدتی در زندان بوده.
    ۳٫ مرجع مسلم حوزه آقای مکارم است که به خاطر مواضعش منفور جریان شماست. آقای سیستانی است که حتما توصیه او به علی خمینی را خوانده اید. آقای صافی است که مواضع او در دیدار با شورای نگهبان منعکس است. آقای وحید است که داماد او در حال محاکمه سران شماست. مقام معظم رهبری است که مواضع او هم مشخص است. نهه امثال منتظری ساده لوح ومطرود امام یا صانعی استاد اخلاق! و حلال زاده یا بیات نا مرجع که با این سه نفر معلوم الحال میخواهید حوزه تشیع را سمت خود محسوب کنید. ان شاءالله خداوند مکرتان را به خودتان باز گرداند چنانچه تا کنون رسوای شده اید با شهیده دختر فراری و ….

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۳:۴۳ ب.ظ:

    سوتک خان که مشخصه از چه جریانی هستی از تیم معاویه که هر کی تا با ماست خوبه اگه نبود کافره و میتونین هر چی دلتون خواست بهش بگین آقای مکارم نه منفور ما بوده نه هست تازه علاقه ما به ایشان بیشتر شده وقتی شنیدیم رئیس دفترایشان تبریک ایشان به محمود چاخان بی هاله رو تکذیب کرده و فرمودند آقا تبریک نگفته و نخواهند گفت جالب است بدانید شخص دیگری که دارد پرونده تجاوزات را پیگیری میکند آیت الله جوادی آملی است خدا میدادند کی قرار است دفتر ایشان را پلمپ کنند و ایشان را به باد ناسزا و تهدید بگیرند دوروغ گفتن کار عادی شما شده و تخصصتان دوروغهای بزرگ است بزرگترین مشکل امثال شما هم این است که ملت را نادان تصور میکنید که فکر میکنید مردم حرف شما و امثال شما را باور میکنند و نماد این تفکر ابلهانه صدا و سیماست کسی که جرم زمین خواری دارد اونم تو ورامین و کسی هم جرات نداره اسمشو بیاره دیکتاتور فسیل جنتیه با دوروغپردازی آیت الله بیات خراب نمیشوند و اگر مرجعیت ایشان دارای اشکال بود دوستان بی خدا تر تو در ۲۰:۳۰ زودتر آنرا توی بوق میکردند کم هتاکی و نشر کذب تخصصشان است اینم روش شما هنوز نفهمیده اید وقتی از کسی بد میگویید محبوب میشود وقتی تعریف میکنید منفور میشود این را حد اقل آن ذوالنور بی نور که اینراقبول کرده اگر مرجعیت با شما بود به جز آیت الله نوری همدانی یک پیام تبریک دیگر از مرجعی دیگر(که همانا پیام تبریک نشان تایید هم هست)داشتید
    داماد بودن کسی مهم نیست صادق لاریجانی داماد آیت الله وحید خراسانی است که اصلا ولایت فقیه را قبول ندارد از رو معده دلیل نیار پس شما هم غلط میکنین به هاشمی بگین بالا چشمت ابرو است چون پدر زنش آیت الله مرعشی مرحوم است میدانی زن محمد رضا خاتمی کیه زهرا اشراقی نوه امام و زن محمد خاتمی خواهرزاده امام موسی صدر اگه به فامیلی باشه که اصلا حریف نیستید هر چند بیت امام از نظر امثال شما هتاکان دوروغگو حرمتی ندارد وقتی هم از اخلاق میگی یه نگاه به خودتون بنداز بعد دهان باز کن از ادبیات شیوای فاطمه رجبی بگم بگم
    پور آقایی رو خود کروبی هم اعلام کرده بود بهش مشکوکه شماها هیچی نمیگین از این موضوع و موضوع فراری بودن و تکذیب دختر شهید بودن رو اول خود کروبی اعلام کرده بود که ۲۰:۳۰ کذاب سانسورش کردو خبر رو کاملا تغییر یافته اعلام کرد تازه اون دوروغ باشه گندتون در مورد ترانه موسوی که برا لا پوشونی وجود چند صد ترانه موسوی رو منکر شدین چی اژه ای میگه وجود خارجی نداره ۲۰:۳۰ میگه زنده است!!!!!!!!زهرا بنی یعقوب چی اونم دوروغه
    فتحی جان اینا از زور بی کسی به جفتک کور افتادن حالا هر کی رو گرفت بگیره توی عمرم دولت به این تنهایی ندیدم اگه راس میگه یه سر به مراجع بزنه تازه تو مراجع بزرگ که به وضوح ازما حمایت کردن چند نفر رو هم ندیدی آیات عظام موسوی اردبیلی موسوی تبریزی دستغیب علم الهدی(برادر بزرگه رو میگم ) طاهری و وحید خراسانی

    [پاسخ]

    سو تک پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۸:۳۸ ب.ظ:

    اما تو ای آسوی هتاک دریده حیا البته وجود امثال حیا قی کرده هایی چون تو برای من جای تعجب نداره و امیدوارم حرفات از روی جهل باشه و هدایت بشی. هر چند قسمت کمی از فحاشی های تو به حرفهای من ربط داره و من به هدایت امثال شما امید کمی دارم بیشتر به خاطر خوانندگان جواب فحش نامتو میدم. کار آقای جوادی قابل تقدیر است و اگر تجاوزی صورت گرفته حتما باید پیگیری بشه ولی به شرطی که مثل این دختر فراری داستان پردازی و سناریو سازی توسط افراد ستاد موسوی نباشه و ما هم حمایت می کنیم.خوشحالم بر خلاف برخی به آقای مکارم علاقه داری در مورد تبریک مراجع سیاست کلی مراجع عدم تبریک بوده و در ادوار گذشته در دوران شیخین(خاتمی و هاشمی) هم تبریک نمی گفتن حتی آقای نوری هم این دوره تبریک نگفت و فقط انتخابات رو تایید کرد و این شایعه تبریک توسط برخی افراطیون احمدی نژادی درست شد بنابراین عدم تبریک مراجع عمل همیشگی آنها بوده که در این دوره طیف شما میخواست این کار عادی رو غیر عادی جلوه بده البته افراطیون طیف ما هم برای خنثی کردن با انتظار بیجا گاها به مراجع فشار آوردن تا تبریک بگن. در مورد دروغ گویی من بالعکس امثال تو بدون ذکر مصداق تهمت میزنید بگو کدام حرفم دروغه من فقط در قبال حرفهای خودم مسئولم و به من ربطی نداره فلان بسیجی یا فلان روحانی کرامت انسانی ! شما رو لکه دار کردن. در مورد بیات گفتم اجازه اجتهاد(تازه گفتم به احتمال قریب به یقین) نداره تو یا این فتحی بگین از کی اجازه اجتهاد داره. در مورد پروندش این آقا یه زمینی در نارمک برای ساخت مسجد گرفته بعد در جهت دیگر صرف کرده که به خاطرش زندان هم بوده که صحت اونو می تونی از همین فتحی بپرسی چون مطمئنم یه مدتی زندانی بود و حتی از صدا و سیما هم اعلام شد منم مثل شماها رفتار می کنم اگر می خوای خلاف گفته منو ثابت کنی از دفترش(قضیه زندانشو) تکذبیه بگیر حتی اگه بگی شفاهی این کارو کردن ازت قبول می کنم. در مورد جنتی هم من اونو معصوم نمیدونم ولی بیشتر توضیح بده تا ما هم این چیزای نشنیده رو بشنویم. تا زمانی که جرم ثابت نشده به قول موسوی فرد بری است من که به قضیه بیات اشاره کردم برا اینه که این آقا حکم قضایی در موردش صادر شده. در مورد مرجعیت بیات تو فقط بگو اجازه اجتهادش از کیه تا در صورتی که اجتهادش قطعی شد سراغ مرجعیت و شرایط اون بریم. در مورد فامیلی به نکته خیلی خوبی اشاره کردی به چیزی که خیلی در جریان شما ازش استفاده میشه و برای حقانیت موج لجن با همسر فلان شهید یا دختر فلان مرجع یا نوه فلانی یا پسر عموی فلانی یا… اشاره میشه هر چند تو گاف هم داری و هاشمی رو داماد آیت الله مرعشی معرفی کردی که با مراجعه به ویکیپدیا می تونی صحت ادعاتو بررسی کنی. مطابق گفته خودت غلط میکنین از این به بعد بیت امامو دلیل حقانیت خودتون معرفی کنین و نوه های امامو مصادره کنین چون اگه نوگی امامو ازشون بگیری تبدیل به افراد کاملا عادی میشن . منم قبول میکنم داماد آقای وحید بودن دلیل کاملی نیست ولی لاریجانی علاوه بر این شاگرد فقهی آقای وحید است و مسلما اگر آقای وحید این رفتارو قبول نداشت تذکر می داد یادم میاد طیف شما اینقدر دروغ پرداز هستن که در زمانی شایعه کرده بودن آقای وحید مخالف این رونده و لاریجانی رو از قبول ریاست قوه منع کرده و لاریجانی هم قبول کرده که امروز صحت آن ادعاها بر همه معلوم است! وجود امثال رجبی هم با وجود درید حیاهایی چون تو تعجبی نداره و من هیچ وقت از چنین افرادی حمایت نمیکنم.
    در مورد این دختر فراری هم چرا نمیگی افراد ستاد موسوی علمش کردن؟ چرا موسوی عذرخواهی نمیکنه که در مجلس ساختگیش شرکت کرده. از خدا بترسید تا دروغ های دیگرتان(منظورم تو نیستی) افشا نشود و ستارالعیوب آنها را بپوشاند. در مورد صدا و سیما تو احتمالا از رسانه چیزی نمی دونی در فضای رسانه این چیزا عادیه (هر چند معتقدم باید درمان بشه و مطابق با اسلام نیست)و گنئهای صدا و سیما ربطی به من نداره. درد و دلات با فتحی هم خود فتحی جواب بده بهتره. خسته شدیم از بی جواب طلب کاری شماها رو دادیم. شنیده بودم تورجان وبلاگ خوبی و خیلی وقت ها پیش از مطالعش کرده بودم و مطالب جالبی داشت ولی گویا آشکار شدن سرشت برخی به زمان نیاز داره.

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۱ ب.ظ:

    خدا اون روزی من رو هدایت کرد که مثل شماها نشدم موسوی شنید دختری قربانی خشونت شده مثل باقی قربانیان به ختمش رفت ختمی که مادر دختر به خیال مردنش براش گرفته بود ختم رفتن عذر خواهی میخواد؟ نه عزیز گافهای ۲۰:۳۰ که از این دختر یه سوپرمن (نه سوپروومن)ساخته گفته از طبقه ۴ پریده پایین هیچیش نشده!!!! و دویده بعد ماشین زده پاش شکسته !!!!!!!!!!!!!!!!عذرخواهی میخواد پرونده سازی کذب تازه چرا جواب ندادی من که گفتم خود کروبی اعلام کرده بوده به این قضیه خیلی مشکوکه چرا نمیگی اینو و با سانسور این نکته هی میخوای به جلو فرار کنی چرا در مورد بنی یعقوب و ترانه موسوی خفه ای و هیچی نمیگی چرا حالا که مشخصه اصابت گلوله ندا از حلو بوده لالی جواب بده
    پرونده جنتی و محمد یزدی رو مرحوم زواره ای که مشکوک سکته کرد(مشکوک چون آدم سکته کرده خون بالا نمیاره)دلیل پیگیری هم این بود که این دو تا زیر آبشو تو شورای نگهبان زدن
    چیزی از رسانه نمیدانم یعنی از دوروغ و دغل نمیدانم خوب ممنون که اینو خودت گفتی در ضمن چرا این مراجع دیگه رو سانسور کردی موسوی تو فامیلی دو تاشون اذیتت میکنه
    اینم که کی فامیله کیه تو پیش کشیدی منظور من این بود که این چیزا مهم نیست اگرم مهم باشه چت ما پرتره
    در مورد مراجع تبریک به دولتهای پیشین بوده تو خودتو به خواب زدی شرکت نکردن نماینده هاشون تو تنفیذ چی که به جاشون قطبی و شریفی نیا نشست در مورد زندانی که از صداسیما اعلام بشه به درد خودت میخوره صدا سیمایی که ۵۰ هزار نفر ۲۴ خرداد جشن محمود هاله رو میگه میلیونها تظاهرات ۵میلیونی ۲۵ خرداد رو چند هزار تکلیفش معلومه یادم نبود من از رسانه چیزی حالیم نیست رسانه باید به نفع شما باشه حتی اگه فقط دوروغ بگه نوه های امام یعنی خودشون هیچی ندارن و فقط نوگی امامه پس چرا هواداریه این بی چیزا ایرنا و کیهان و باقی لجن نویسها رو به عربده انداخته یه ذره در مورد سرعت پیشرفت حسن و علی خمینی در مسیر اجتهاد مطالعه کن که همه رو متعجب کرده تحقیق کن تازه این اعتقاد منه بیت امام هم به امام متعصبترن هم شناخت بیشتری ازش دارن بگذریم دفتر حفظ و نشر دستاوردهای امام هم مورد حمله امثال شما کیهان پیشه هاست و همیشه مورد غضب مصباح بوده در مورد اجتهاد بیات حوزه علمیه مثل مسجد محلتون نیست که هر کی سرشو بندازه بره توش بگه من منتظر قائمم براش سلام و صلوات کلی چیزای دیگه بفرستن مسئولیت بدن دستش اصلا ندونن کی بوده اونجا صاحب داره لباس مرجعیت هم حرمت اگه دوروغهای تو راست بود امثال بزرگانی چون مکارم و جوادی آملی و … این قد نگران آخرتشون بودن که جلوش بایستن فکر کردی سیستانی نماینده قم گذاشته براش چغندر بکاره نه حضرت آقا گذاشته جلو همچین اقداماتی رو بگیره و از آبروی تشیع که شماها چیزی ازش نذاشتین دفاع کنه که اگه بود میگرفت ادعای مرجعیت بقالی نیست که اگه کسی به دوروغ ادعاشو بکنه آب از آب تکون نخوره
    در ضمن مصباح هیچی نگفته باشه هر وقت خواسته از ملت حرف بزنه به جز گوسفند مثل دیگه رو پیدا نکرده تو میخوای گوسفند باشی باش من آدم بودن رو ترجیح میدم
    در ضمن تو کی هستی چون نشنیدی کی از کی درجه اجتهاد داره میگی نداره و هر چی دلت میخواد میگی برو با اون مصباحت خوش باش که شکی نیست مرجعیت نداره
    روی حرفم هستم هر چه قدر وهابیون برای شیعه خطر دارند مصباحیون ۱۰۰برابر این دیگه دوروغ نیست که مصباح از رهبران همان حجتیه ای است که امام در سال ۶۲ فرمان به انحلالش داد(این حرف کاملا مستنده آقای انگشت کوچیکه) حالا همین آدم مدعی طرفداریه امام شده ولی خطش و حرفش کاملا متفاوته نظر امام به وجود و تعامل چپ و راست بود نظر ایشان فقط وجود راست افراطیه
    مقایسه کروبی و موسوی و خاتمی با محمود رو به وجدانت(اگه داری)میسپارم که این همه مشکلات خلافها جعلها جنایات دوروغها فقر بیکاری وابستگی یه واردات فامیل بازی و… میبینی و از موفقیت میگی
    تندی (به قول تو هتاکی)من تا ابد در مقابل شما هست بدون اینو یه سید داره میگه که مردم استان کرمانشاه تو سرپل ذهاب به آستان حرم پدربزرگه پدربزرگه پدربزرگش دخیل سبز میبندن جلو گنبد هر چند کوچیکش تعظیم میکنن (مزار آقا سید صادق رو همه میشناسن تو سرپل)(ببینم تو چه قد از اصل و نسب مصباح خبر داری که این جوری براش خودکشی میکنی؟)
    دیگه هم برا من آرزوی هدایت نکن باره آخرت باشه

    سیدمحمدرضا سیدموسوی پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۴ ق.ظ:

    آقای سوتک جالبه که احتمالات این جماعت مخالفتون رو-که غالبا بی اساس هستند- با حوصله پاسخ مگید.
    نماد این گونه افراد شخص مهدی کروبی است که مبنای بیاناتش احتمالات بی اساس و شایعاته.
    اگه آدرس وبی دارید بدید مزاح میشیم.
    به امید هدایت این جماعت ساده لوح بی خبر.

    سو تک پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۲:۵۱ ب.ظ:

    سلیطه بی آبرو بازهم که افسار گسیختی و اظهار فضولات کردی. حتما باید مثل خودت حرف بزنم مردک هتاک. اولا باز تکرار می کنم خدا هدایتت کنه و البته به معنای این نیست که من هدایت شده هستم خدا منم هدایت کنم. دوما قبلا گفتم من مسئول خزعبلات دیگران از جمله صدا و سیما و …. نیستم من فقط در قبال حرفهای خودم و حرفهایی از دیگران که از اون دفاع کردم مسئولم و در مقابل سخنان بی پایه تو و شایعات بی اساس تو جوابی ندارم. به هر حال از فردی چون تو که به کروبی اقتدا کرده ای این حرفها بعید نیست ولی بترس از روزی که ستارالعیوب چون این شیخ ساده لوح تو را رسوا کند. بترس از بی آبرویی. شنیده بودم در وبلاگ های این چنین با اظهار نظر سریعا جما عتی بصورت هماهنگ حمله می کنن ولی این وبلاگ نوبر است. به خاطر این که فکر نکنید ما لال هستیم برای آخرین بار به این دریده دهان جواب میدم و در صورتی جواب خواهم داد که سخنان این فرد مربوط به ادعاهای من باشه.
    در مورد موسوی حرفات درسته ولی ناقص چرا نگفتی این ختم توسط ستاد موسوی گرفته شده و هزینش پرداخت شده و مادر این دختر تحت القا توسط فردی به نام مقیسه عضو ستاد موسوی این ختمو برگزار کرده ستاد این فرد راس ساختن این شایعه بوده و اگر خودشم عذرخواهی نمی کنه باید ستادش غذرخواهی کنه از کجا معلوم بقیه موارد هم ساخته اونا نباشه و بعدا گندش در بیاد؟ از کجا معلوم خود موسوی مطلع نبوده؟ گافهای ۲۰:۳۰ هم به من ربط نداره مگه من دفاع کردم خوبه منم گافهای BBC رو از تو بپرسم؟ کروبی هم فقط وقتی به این نکته اشاره کرد که گندش در اومد و اژه ای اونو رسوا کرد. شیخ(خواستم بگم ساده لوح دیدم به منتظری توهین میشه) مهدی کروبی اگر مرد بود قبل از گزارش اژه ای این نکته رو اعلام می کرد نه بعد اینکه گندش بالا اومد سانسوری هم در کار نیست. ترانه موسوی مورد ادعا هم که فعلا پیدا نشده تو اگه میشناسیش اینترنتی اعلام کن تا افرادی مدعی عدم وجود خارجی این فرد هستن رسوا شوند. از این فرد فقط یک عکس وجود داره و یک اسم. امروزه هم میشه عکس انسانی درست کرد که وجود خارجی نداره که روشهاش رو اگرم توضیح بدم تو نمیفهم! زهرا بنی یعقوب هم به من ربطی نداره و از ابتدا معتقد بودم باید پیگیری بسه چون به نظر میاد ظلم صورت گرفته. تازه من از کجا مطمئن باشم اونم مشابه این موارد نبوده؟ ندا آقا سلطان هم باید قاتلش مجازات بشه شما پیداش کن! مگر از طرف حکومت به این خانم ظلم شده؟ تازه قتلش خیلی مشکوکه. این حرفات در مورد زواره ای برا اولین بار میشنوم از کجا بفهمم قصه نیست؟ من در مورد بیات گفتم زنگ بزن دفترش من چه جوری بفهمم اینا خوابهای آشفته شبانه تو نیست؟
    در مورد تبریک مراجع خیلی خوابی معلوم میشه که بی خبری و احنمال جاهل بودنت تقویت میشه. اگر چنین تبریکی بوده آدرسشو بده یا تاریخش یا کلا یه مشخصاتی که به وجود چنین چیزی اشاره کنه. هیچ وقت مراجع تبریک نمیگفتن حتی آیت الله نوری همدانی. در مورد شرکت نمایندگان مراجع هم اولین باری که چنین چیزی میشنوم. کم قصه درست کن و کم رویاهای شبانتو نقل کن.
    در مورد صدا و سیما چون نهاد رسمی اگه دروغ بگه سریع گندش درمیاد مثل مواردی که تا حالا گندش در اومده گفتم زنگ بزن از دفتر بیات بپرس که برا چی حدود دو سال زندان بوده بهت توضیح میدن. در مورد بیت امام هم حرف من معطوف به وضعیت فعلی اونا بود مگه هر کی باهوشه یعنی الزاما آدم قابل توجهیه. حرف این بود که اگه الان اسم این افراد بجای سید حسن و سید علی خمینی حسن و علی گل تپه بود و فرزند کس دیگه ای مثل کربلایی احمد گل تپه بودن بودن افراد خیلی کمی اونا رو می شناختن من که منکر هوش این افراد نشدم. هواداری این جماعت از شما هم فقط به واسطه وابستگی به امام پررنگ شده وگرنه چرا هواداری فردی مثل جلایی پور که به نظر میاد باهوشتره یا حداقل در حد این افراد به اندازه این دو فرد تبلیغ نمشه. رسانه های این طرفی برای این که شخصیت امام مصادره نشه به قول تو عربده میکشن.
    در مورد اجتهاد بیات این فرد مدعی مرجعیته باید بگه از کی اجازه اجتهاد داره ولی بر خلاف مراجع در سایت این فرد هیچ اشاره ای نشده و تا جایی که من تحقیق کردم اجازه نداره حتی از افراد دفترش هم پرسیدم از جواب طفره میرن. تو بگو از کی اجازه داره تا ما هدایت شیم! مراجع هم مگه بیکارن هر ننه قمری ادعا کرد من مجتهدم بیان جلوشو بگیرن. من خودم دیدم کسی که بطور رسمی حوزه نرفته بود ادعا داشت با مطالعه بصورت شخصی و بدون استاد به اجتهاد رسیده! دروغ هم نمی گویم چون نگفتم اجازه اجتهاد نداره گفتم به احتمال قریب به یقین چون من هر چی جستجو کردم و حتی از اعضای دفترش پرسیدم احتمال نداشتن بیشتر شد. تو اگه میتونی به جای تهمت زدن جستجو کن و نتیجشو اعلام کن. مصباح عزیز هم هیچ گاه ادعای مرجعیت نداشته با وجود اینکه از آیت االه العظمی بهجت اجازه اجتهاد داره.ما هم هیچ گاه ادعا نداریم مصباح با امام زاویه فکری نداره ولی مثل شما ترور شخصیت نمی کنیم که براحتی تهمت می زنید. استنادات حرف مستندتم در مورد حجتیه بودن او بگو. کروبی گونه بودن به شما تعلیم شده تا با یک سرس شایعات و احتمالات تهمت بزنید. البته تو حیا رم قی کردی. اگر آدم بودن یعنی مثل تو بودن من ترجیح میدم همون گوسفندی باشم که میگی چون قرآن میفرماید برخی از چهارپایان هم بدترند(از نظر فهم) بی حیا خودشو آدم فرض کرده بقیه رو گوسفند.
    سیادتم به رخ ما نکش. بنی صدر هم سید بود مگه سید بودن دلیل حقانیته. اینهمه قرآن درباره فرزند بلافصل حضرت نوح و همسران حضرات لوط و پیامبر ما سخن گفته که ما بفهمیم انتساب دلیل بر حقانیت نیست. آخرش خوب اثبات کردی که برای گوسفند صحبت نمیکنی!! به من چه اجداد مکرمت مورد توسل مردمن. به من چه انتساب به پیامبر داری مگه من خلاف اینا رو گفتم. مهم اینه که دریده حیا هستی بعد از اینهمه ادعا آقا میخواد مصباح رو با نسبش زیر سوال ببره و حقانیت خودشو با سیادتش اثبات کنه البته جای تعجب نداره موج لجن میخواست موسوی رو با این طریق حق نشون بده و حتی آقا رو جزء آل یاسین کرده بودن در حالی در میان فرزتندان بلافصل ائمه افرادی هستن . انشاءلله هم من هم تو توسط اجداد طاهرینت هدایت بشیم و این آرزوی همیشگی من برای همه انسانهاست. دیگه هم حوصله ندارم جواب اباطیل تو رو بدم.

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۳:۱۱ ب.ظ:

    جناب سوتک! اگه مؤدب باشید حرفتون هم شاید اثر کنه

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۵:۲۲ ب.ظ:

    اولاً شما هم می تونید از نزدیکان آقای صافی موضوع رو بپرسین و اتهام نزنین!هرچند اتهام زدن از دلایل وجودی شماست!ضمناً این تحلیل که آقای صانعی به زور وارد خونه آقای صافی شده هم مضحکه هم توهین به آقای صافیه که توی سایتش خبر این دیدار رو بازتاب داده و تصاویر اختصاصیش رو گذاشته؟!
    ثانیاً توصیه کذایی آقای سیستانی به علی خمینی که در سطح وسیعی داره اس ام اس می شه، ساخته و پرداخته جریانیه که نه آقای سیستانی رو می شناسه نه شعور مردم رو!
    ضمناً مواضع سه ماه اخیر آقایان رو می شه راحت دید و تحلیل کرد. لابد نشنیدین که آقای صافی دیدار مسؤولین جزء دولتی رو هم تحریم کرده؟!
    البته از کلیت کامنت شما به خوبی می شه درک کرد که تا چه حد نوشته من روی شما و امثال شما مؤثر واقع شده. خیلی راحت می شه توی سایت های همفکر شما پرخاش های متعددی نسبت به مواضع اخیر مراجع پیدا کرد. لابد اونا هم مهملات بافته منه؟!

    [پاسخ]

    سيد علي ابطحي پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۶:۰۸ ب.ظ:

    علی تو اینقدر عصبانی نبودی …..

    [پاسخ]

    نذیر پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۷:۴۲ ب.ظ:

    احسنت جواب اینجور ادم ها رو باید مثل خودشون داد مثل اینکه هی نصیحت کردن بیان حقایق دین و جایگاه عالم و فقیه برای این ادم ها که مصداق کامل( صم بکم عمی) هستند ره به جایی نمی بره

    [پاسخ]

    رها پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۹:۲۳ ب.ظ:

    در جواب سوتک: ۱-ساده لوح امثال شما هستید که پیشانیهاتون پینه بسته و روزها به خودتون گشنکی میدید ولی هنوز به فهم درستی از دین نرسیدید! ۲- شما بگید تا ما هم بدونیم چه کسی نظریه ولایت فقیه رو در جمهوری اسلامی ایران ارائه کرده و چند جلد کتاب در این مورد نوشته؟۳- آقای خامنه ای از چه کسانی اجازه اجتهاد گرفتند؟ احتمالا که ایشون در رویت هلال ماه اعلم از فقها هستند!

    سو تک پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۰ ب.ظ:

    رها خانم ۱٫ کی من ادعا کردم من به فهم درست از دین رسیدم؟ حتما شما رسدی که بدون دلیل تشخیص میدی من نرسیدم. منم که به این مرد میگم ساده لوح برا اینه که استاد این فرد(امام خمینی) که بعد از ۴۰ سال آشنایی مسلما بهتر از من و تو میشناسدش بهش ساده لوح گفته در ثانی شما خاطراتشو بخون میفهمی چی میگم.
    ۲٫ نظریه ولایت فقیه توسط علمای قرون ماضی مطرح شده و به دست امام قوام پیدا کرده و امام کلی بحث در موردش کرده. بله بعد از انقلاب چون خود امام و بقیه یاران امام مشغول کار اجرایی شدن منتظری کتابی در این زمینه نوشت. حالا که چی؟ ولی در کنار اون آقای جوادی بعد از فراغت از کار اجرایی و مصباح هم کتاب نوشتند و برای قضاوت صحیح همه رو باید خوند. جوابتو گرفتی؟
    ۳٫ جوابت در پاسخ به آقای ابطحی اومده که بر خلاف تو ادبو رعایت کرده. در مورد دیدن هلال ماه برای آگاهیت می گم تا دو کلمه یاد بگیری.
    حضرت آیت اللعظمی خامنه ای قائل به این هستند که دیدن هلال ماه با تلسکوپ و بعد از اذان ظهر دلیل بر اول ماهه. بیشتر مراجع میگن باید با چشم غیر مسلح این عمل انجام میشه..اکثر مراجع هم میگن دیدن هلال ماه در یک نقطه برای افراد دیگر که با آنجا شب مشترک دارن دلیل برعیده مثلا دیدن هلال ماه در یک نقطه ایران برای کل کشور کافیه چون کل مناطق ایران با هم شب مشترک دارن. آقای خامنه ای در سراسر کشور ۱۵۰ گروه رصد مستقر کردن(بر خلاف بقیه مراجع که معلوم نیست از کجا براشون عید مسلم میشه) و طی یک کار کاملا علمی هلال ماه در چند نقطه کشور مثل بندرعباس و فکر کنم یزد رویت شد و بنا به دلایل فوق در کل کشور عید اعلام شدو بحث فقهی هم نبود. اگه کمی مطالعه میکردی این سوال برات پیش نمی اومد.
    راستی من اهل این چیزا که گفتی نیستم(پیشانیهاتون پینه بسته و روزها به خودتون گشنکی میدید) ولی کاش بودم.

    مرتضی پاسخ در تاريخ مهر ۵ام, ۱۳۸۸ ۲:۳۷ ق.ظ:

    نیگا وقاحت رو در دروغگویی به کجا رسوندن که حتی این علی آقای ما رو هم عصبانی کردن !

    [پاسخ]

    مهدی بارانی پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۴ ق.ظ:

    سوتی جون کم سوتی بده داداش توکه رسوا کردی خودتو و جناح مورد علاقه ات رو….
    داش سوتی… میگن معذورات اخلاقی نه محضور
    بعدش جنابعالی درجه اجتهادتو از کی گرفتی که تعیین میکنی کی مجتهده و کی حجته الاسلام و کی ….بگو ما هم بریم بگیریم تا مثل تو بیاییم اینجا مجتهد ها رو عزل کنیم.
    سوتک راستشو بگو تو امیر………. نیستی؟؟اون جوون ۱۸ ساله رو میگم که خودش گفت ۱۰سال از علی جان کوچیکتره!!!بچه هایی خواننده این وبلاگ میشناسنش.
    کاش حرف هات از روی جهل بوده باشه و بتونی با مطالعه خودتو اصلاح کنی وگرنه توی این مملکت خیلی هستن که چارچوب اطلاعاتشون از سقف خونشون فراتر نمیره…و هیچ جا رو ندیدن و ادعاشون هم که……امیدوارم تو از اونها نباشی
    افرادی با اظهار نظر هایی از این دست مثل شما…. که روزنامه شون کیهان….تلویزیون شون ۶ شبکه دولتی…….کتابشون:معجزه هزاره سوم…و اگه خیلی مدرن باشن مثل شما اینترنت شون خبر “گذاری” فارس نیوز
    خوشحالم که مطالب علی جان اینقدر خواننده داره و اینقدر باعث…میشود
    علی جان با اجازه مطلب رو لینک کردم

    [پاسخ]

    سو تک پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۳:۴۳ ب.ظ:

    بارانی اولا به من نگو سوتی جون برا من کسر شان کسی مثل تو برام جون به کار ببره همون سوتی خالی بهتره. ممنون از تصحیح غلط املایی البته منظور من محذور بود نه معذور باسواد! که در جمله من معنا نمی دهد .حالا خوبه منم بگم تو و جریانت رسوا شدین حداقل موقع حرف زدن کمی فکر کن اندازه کله گنجشک! عجیبه که این جماعت یک غلط امللیی رو دلیل رسوایی نه تنها خود من بلکه یک جریان می دانند! البته این سبک نتیجه گیری از شما بعید نیست. در مورد اجتهاد من شخصا ادعلیی نکرده ام و عزل مجتهدین من کسی رو عزل نکردم و به دلایلی چنین کاری ممکن نیست. بطور مستدل سخن گفته ام و گفته ام بیات به احتمال زیاد اجازه اجتهاد ندارد اگر میتونی بر خلافش دلیل بیار. مجبور نیستی بیخود اظهار فضولات کنی و ساکت باشی بهتره. آسو بهتر از تو به خواسته هات عمل می کنه. در مورد شخص امیر من نه اسمم امیره نه فامیلم چنین کلمه ای داره به منم ربط نداره اون فرد چی گفته یا کیه. چقدر تکرار کنم من در قبال حرفهای خودم مسئولم نه امیر و صفدر و فاطمه سلطان. اظهارات رجبی و فارس هم به من ربط نداره. در مورد پاسخ به آقای ابطحی هم فکر کنم جوابتو گرفتی! خوشحال می شم کلمات جهال آمیزمو بگی تا از جهل بیرون بیام. فقط بلدن اتهام بزنن. در مورد مدرن بودنمم ربطی به تو نداره تو حرفامو نقد کن اونم با دلیل چکار داری من چی می خونم. اصلا فکر کن یکی از جوات مواتهایی هستم که با احمدی نژاده!

    [پاسخ]

    ن.ک. پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۴:۲۴ ب.ظ:

    وای چقدر شما بی ادب و دریده هستید آقای سوتک
    آدم حالش به هم می خوره

    مهدی بارانی پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۸۸ ۴:۲۵ ب.ظ:

    بیبین سوت سوتک برای چندمین بار شما منو اگاه کردین میدونی چرا؟من هر وقت یه نفر رو میبینم که اشتباه میکنه و میخوام از اشتباه درش بیارم میشه دشمن من و عالم و مجتهد دهر که کلمات جدید هم میسازه(به نوشته ات نگاه کنی متوجه میشی) ولی باز هم من این اشتباه رو میکنم میدونی اولا خوشحالم که اینقدر اینجا سر میزنی چون شاید هدایت شدی بقول اون فیلمه:فاصله حریت و خریت همش یه نقطه است امیدوارم اینجا این رو درک کنی و اون نقطه رو از خودت دور کنی.میدونی شماها اصلا اهل بحث نیستین نظیر تورو زیاد دیدم تو همین مدتی که برگشتم مملکت میبینم اینقد این جریان مرموز و کثیف بوده که حتی پسرعموی بدبخت من که خرج زن و بچه اشو بزور در میاره شده یکی از ذوب شدهها در این جریان و سرسپرده شده… نظر های شما رو هم مثل اون میبینم پس شما وایشون یکی هستید.بیشتر از پسر عموم نمیگم که در حوصله اینجا نیست اما………
    باید من همیشه این شعر یادم باشه:
    بحث با ناقص خیالان شیوه استاد نیست
    علم افلاطون حریف جهل مادر زاد نیست
    ما هم که افلاطون نیستیم و ناقص خیالان روبروی ما هم که ۱ و ۲ نفر نیستن

    فرید بختیار پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۸۸ ۴:۴۰ ب.ظ:

    سوتک از اینکه اینطوری به همه میگی اظهار فضولات نکن من خوشحال میشم میدونی چرا؟چون معلومه که فضولاتشون یه راست اومده توی صورت امثال تو بدبخت مردم ازادی میخوان تو چرا خودتو جر میدی؟شما که مثل استخوان مانده در گلو هستین شما ها دیگه تمامین بقول خودت لجن سبز نه؟این لجن سبز ه که شماها دارید توش غرق میشید و دست و پا میزنید اما بهت قول میدم که بزودی تو و امثال تو نه به زباله دان تاریخ بلکه به چاهک مستراح تاریخ میپیوندید و این نتیجه تمام دیکتاتور های تاریخ است

    رها پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۷:۰۹ ب.ظ:

    در جواب سوتک: ۱- رها اسم مستعار منه نه اسم شناسنامه ای که شما تعیین جنسیت نمودید!!!۲- با همه احترامی که برای حضرت امام قائل هستم این نکته رو نمیفهمم که چرا امثال شما ایشون رو معصوم میدونید و حرف ایشون هرجا به نفعتون هست حجت شرعی میشه ؟! ۳-حضرت امام هیچکجا به حضرت آیه اله منتظری لقب ساده لوح ندادند بلکه ایشون رو”حاصل عمرم “خطاب کردند . شما با این حرفتون به حضرت امام هم توهین کردید. ۴- من خاطرات آیه الله منتظری رو کامل مطالعه کرده ام .ایشون باصداقت تمام هرجا هم اشتباهی داشته اند بیان فرمودند و مثل بعضی از آقایون جانماز آب نکشیدند.۵-در مورد نظریه ولایت فقیه جواب شما از روی تعصبه وگرنه تمامی علما به این مسئله کاملا واقفند. ۶- دربند ۳ جوابیتون باجمله داخل پرانتزی که نوشتید به شعور تمامی مراجع عظام تقلید توهین کرده اید.ظاهرا فعلا صلاح نظام وشرع اینه که آقای خامنه ای در برابر تمامی مراجع تقلید بایستند چه در رویت هلال ماه وچه در مسائل دیگر.۷- اینقدر آقای خامنه ای رو قدیس جلوه ندید.باورکنید ایشون نه معصومند ونه نایب امام زمان(امام زمان ۴ نایب داشتند به رحمت خدا رفتند).اعلم از فقها هم نیستند(این حرف من نیست از مراجع بپرسید)جناب سوتک من نسبت به هیچ مرجعی تعصب ندارم .اما تعصب شما وامثال شما رو کور کرده .خدا انشااله هممون رو هدایت کنه .

    [پاسخ]

  2. م می‌گوید:

    {حجه الاسلام “مهندس” احمد منتظری}
    مگه میشه یکی هم حجه الاسلام باشه هم مهندس!!!!

    [پاسخ]

    سید مرتضی ابطحی پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۳:۴۷ ب.ظ:

    بله
    ایشان از دانشگاه امیرکبیر مدرک مهندسی دارند
    کم نیستند روحانیونی که مدرک دانشگاهی دارند

    [پاسخ]

  3. صادقی می‌گوید:

    سلام
    آقای فتحی در تحلیل های شما همیشه عنصر مرجعیت رهبری انقلاب یا فراموش می شود یا تعمدا نادیده گرفته می شود. شما چه بخواهید چه نخواهید آیت الله خامنه ای هم جزئی از کلیت مرجعیت است و اگر تعداد مقلدین ایشان بیشتر از مقلدین مراجع فعلی نباشد حتما کمتر نخواهد بود.
    درست است که این دولت نتوانسته است تعامل درستی با مراجع داشته باشد اما این بدان معنا نیست که مرجعیت از موج سبز حمایت خواهد کرد. چگونه است که در تحلیل های شما مراجعی مثل آیت الله صانعی و بیات زنجانی دیده می شوند و روی آنها مانور داده می شود اما خبری از مراجع اثرگذار دیگر نیست.

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۵:۱۹ ب.ظ:

    مهدی جان! به قول ما طلبه ها مقام، مقام تحلیل عملکرد مراجع تقلیدی است که نسبت به وقایع اخیر معترض و یا حداقل گله مند هستند. من کجا گفته ام که قاطبه فقهای بزرگ کنونی شیعه منتقدند؟ ضمناً من کدام مرجع تقلید اثرگذار منتقد دولت را نادیده گرفته ام؟

    [پاسخ]

    سيد علي ابطحي پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۶:۰۵ ب.ظ:

    علی و مهدی جان…

    قصد توهین ندارما.. یعنی جراتشو ندارم…d:

    جدا این سوالمه…..: آقای خامنه ای روی چه حسابی مرجع تقلید است؟
    اصلن کلی تر می پرسم: مرجع تقلید شدن، چی می خواد؟

    [پاسخ]

    صادقی پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۷:۴۷ ب.ظ:

    سلام
    سید جان درباره مرجعیت تو اول رساله ها نوشته که دو نفر عادل اگر شهادت دادند به اعلمیت کسی می توان از او تقلید کرد. حال اگر شما عدالت اعضای جامعه مدرسین رو قبول ندارید بحث جدایی است. می شه مثل آیت الله منتظری هم مرجعیت رهبری رو انکار کرد. ولی برای ما اظهار نظر علمای بزرگی مثل آقای جوادی آملی و فاضل لنکرانی و دیگر علما برای مرجعیت آقای خامنه ای کافی است.

    سيد علي ابطحي پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۸:۲۵ ب.ظ:

    ممنون صادقی جان…
    ولی منظورم اون تایید ها نبود… اصلن چطوره اون اسم آقای خامنه ای رو حذف کرد که سوئ تعبیر نشه یه وقت…
    من منظورم اینه که از لحاظ دروس حوزه و… یه نفر کی میتونه مشروعیت پیدا کنه واسه مرجع شدن…؟
    یه اسمیم داره فک کنم…

    دوباره بگم منظورم اصلن بحث آقای خامنه ای نیست… خواهشا جهت دار جواب نده…
    من به خاطر اینکه تو اسمه ایشونو به عنوانه یه مرجع تقلید نوشتی… ایشونو مثال زدم…

    صادقی پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۸:۳۷ ب.ظ:

    سلام
    منظور شما روشن نیست. اگر منظورتان عدالت است که خوب باید پای خیلی از آقایان را در آنجا لنگان دید. وارد مصادیق نشیم بهتره!

    سيد علي ابطحي پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۸:۵۱ ب.ظ:

    نه بحثم عدالت نیست

    هر فرد برای مرجع تقلید شدن باید تا یه حدی از درس حوزه رو خونده باشه دیگه…
    آهان اون کلمه یادم اومد… فک کنم باید به درجه ی اجتهاد برسه…
    البته شما بهتر میدونید…
    ولی همین … منظورم اینه که باید چقدر درس خونده باشه؟ خب بالاخره همین طوری یهویی که نمیشه مرجع تقلید شد!
    باید حتما تا یه حدی درس خونده باشی.. البته شاید من اشتباه کنم..

    من سوالم اینه که یک عالم چه زمانی به مقام اجتهاد میرسد که فک کنم پیش شرطی برای مرجع تقلید شدنه؟
    می خوام بیشتر با حوزه آشنا شم… ممنون میشم سوالای دیگمم جواب بدید چون علی و مرتضی نمیدن (;

    ممنون از وقتتون که به من میدید

    سو تک پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۹:۴۸ ب.ظ:

    آقای ابطحی خوشحالم امثال شما وجود دارد که دنبال حقیقتند و ادبو در مورد فردی که نمیشناسن رعایت می کنن(آقای خامنه ای). در مورد مرجعیت شرط اول آن علم است یعنی فرد مجتهد باشد. تایید اجتهاد یک فرد منوط به تایید آن توسط مجتهد دیگر است و ادامه این سلسله به دوره غیبت ضغری میرسه که اجتهاد برخی مورد تایید امام زمان و حتی ائمه قبل تر بوده بنابراین به طور غیر مستقیم و با واسطه اجتهاد افراد مورد تایید معصومین است.البته ممکنه بگی کسی با مطالعه شخصی ممکنه مجتهد بشه و نیاز به تایید دیگری نباشه امکان این اتفاق بعید نیست ولی برای ما که مقلدیم تایید توسط مجتهد دیگه الزامیه و گرنه هر طلبه ای میتونه ادعای اجتهاد کنه. این اولین شرط مرجعیته و حالا چند مثال:
    بیات تا جایی که من میدونم از کسی اجازه اجتهاد نداره.
    آیت اللعظمی خامنه ای از آیت الله العظمی میلانی اجازه اجتهاد داره.
    آیت اللعظمی سیستانی از آیت الله العظمی خویی اجازه اجتهاد داره.
    متظری از آیت الله العظمی بروجردی یا امام (تردید از منه) اجازه اجتهاد داره.
    و …
    اجتهاد تابع سن نیست و بسته به استعداد فرده مثلا آقای هادوی در طول ۱۰ سال تحصیل مجتهد شده در حالی که خیلی ها در طول ۳۰ سال هم مجتهد نمی شوند. یا آقای مکارم در ۱۹ سالگی و آقای خامنه ای در ۲۲ سالگی مجتهد شده.
    القابی مثل آیت الله و حجت الاسلام بیشتر در بین مردم عادی مستعمله و در حوزه موقع بحث نمیگن آیت الله کلینی چنین گفت و اصولا مربوط به حداکثر دو قرن قبل است و علاوه بر علم فرد وابسته به سن فرد و محبوبیت مردمیه مثلا این لاریجانی بعد از ریاست آیت الله شد یا آیت اللعظمی خامنه ای بعد از رهبری آیت الله شد یا هاشمی بعد از ریاست جمهوری آیت الله شد. البته عرف نانوشته ای وجود داره که آیت الله باید مجتهد باشه یعنی هر آیت الله معمولا مجتهده ولی هر مجتهد آیت اله نیست.

    بعد از علم فرد عدالت او شرط است که فرض بر عدالت است مگر آنکه خلاف آن اثبات شود مثلا فرد گناهی انجام دهد و توبه نکند.
    در مورد آقای خامنه ای معمولا چون افراد نمی توانند علم ایشان را زیر سوال ببرند دنبال این هستند بگویند عادل نیست ولی عدم عدالت ایشان اثبات نشده است و تازه شواهد قوی بر عدالت ایشان وجود داره(تایید مجتهدین متعدد و حتی شخص صانعی). تعداد مقلد هم ملاک نیست ولی خوب ملاکی برای مقبولیت است که ایشان به همراه آیات الله مکارم در صدر مراجع زنده قرار می گیرند. مرجعیت و اجتهاد حضرت آیت اللعظمی خامنه ای غیر قایل انکار است و انکار آن توسط شیخ ساده لوح یا آذری قمی(تنها افراد مجتهد که منکر آنند) در مقابل تایید آن توسط مراجعی چون آقای فاضل و مجتهدین متعدد جامعه مدرسین مانند آقای جوادی سبحانی یزدی و….. از عظمت ایشان نمی کاهد.

    مهدی بارانی پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۱:۰۶ ق.ظ:

    سلام داداشه مرتضی من نمیدونم مگه شما الان این سوال رو از سوتی که چند قدم پایین تر واستاده که جواب ترو بده؟؟؟؟اینکار این جناب سوت منو یاد قسمتی از گلستان سعدی میندازه بدین مضمون:هرکه در پیش(در میان)سخن دیگران افتد تا مایه فضلش بدانند پایه جهلش معلوم کند.
    ندهد مرد هوشمند جواب مگر ان گه کزو سوال کنند
    گرچه بر حق بود مزاج سخن حمل دعویش بر محال کنند…..
    گلستان باب هشتم (در اداب صحبت)
    راستی داداش اقا مرتضی شما از سوتک پرسیده بودی یا اینکه خودش دوید وسط حرفتون؟؟؟؟؟؟؟

    سيد علي ابطحي پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۳ ب.ظ:

    سلام
    مهدی بارانی عزیز
    من داداش آقا مرتضی نیستم، سوالمم از شخص خاصی نپرسیده بودم.

    سوتک عزیز
    ممنون از جوابتون… فقط در جوابتون یه سوالی از خود شما واسم پیش اومد…
    مگه آقای منتظری آیت الله العظمی نیستند؟
    پس چه دلیل فقهی یا منطقی داره ایشونو آیت الله العظمی نام نمی برید و بقیه را می برید؟

    بعد هم از طلبه های دیگرم یه سوال دارم که حرف های سوتک عزیز را تایید می کنند ؟

    سو تک پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۳:۱۶ ب.ظ:

    آقای ابطحی ممنونم که ادبو رعایت می کنین. اگه همه مثل شما بودن مشکل کم می شد و ما هم لحنمون در برابر همه اینگونه بود.امیدوارم هممون اینگونه باشیم. در مورد سوالتون که در مورد منتظری گفتین:پس چه دلیل فقهی یا منطقی داره ایشونو آیت الله العظمی نام نمی برید و بقیه را می برید؟
    همانطور که گفتم این القاب در بین مردم مطرحه و حداکثر دویست ساله که ابداع شده البته مثلا به علامه حلی هم آیت الله میگن ولی این القاب قبل از مشروطه ویژه افراد خاصی بوده و همین طور حجت الاسلام و ثقه السلام مثل لقب معلم در فلسفه که تنها ویژه فارابی و ارسطو و با اغماض میرداماد است و در دو قرن اخیر برای همه علما متداوال شده. مثلا شیخ مفید شیخ طوسی یا سید مرتضی که از اعاظم شیعه هستن و مسلما از افرادی چون خاتمی امام جمعه از نظر علمی فرسنگ ها بالاترن حتی لقب حجت السلام ندارن و بطور ساده خطاب میشن.پس هیچ دلیل فقهی یا علمی نداریم که به عالمی این القابو نسبت بدیم و استفاده از این القاب جهت احترامه و البته نوع لقب تا حدی تابع علم فرد هم هست. در مورد شخص منتظری من به هیچ وجه اجتهاد و وزنه علمیشو منکر نیستم بلکه مطلبق گفته برخی روحانیون این فرد از نظر فقهی اعلمه ولی چون به هیچ وجه این فردو نشانه بزرگ خدا نمی دانم به او آیت الله العظمی نمیگم و اصولا دلیلی نمیبینم به این فرد احترام بگذارم(البته به معنای این نیست که جایز است به او بی احترامی کنیم ) چون احترام علاوه بر علم ملزومات دیگه داره. چون بحث جنجالی میشه اجازه بدین بیشتر توضیح ندم. ولی اجمالا دلیل خودمو گفتم.

    امیر پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۸۸ ۵:۰۹ ب.ظ:

    علمایی که به درجه اجتهاد میرسند برای اثبات علمیت خودشون و با اصطلاح به درجه اجتهاد رسیدنشون باید از استاد خودشون که اون استاد مجتهد یقینی اون زمان باشه باید حکم اجتهاد و نقل حدیث خودشو بگیره . و این شیوه از قریم بوده و تا الان برای شناخت مراجع و مجتهدین بوده و هست و خواهد بود .

    به طور مثال شیخ الطائفه و سید مرتضی درجه اجتهادشون رو پیش استاد خودشون شیخ مفید به اثبات رساندند از او اجازه اجتهاد دریافت کردند .
    یا اینکه میزای شیرازی اجازه اجتهاد خود را از اساتید مجتهد خودش یعنی صاحب جواهر و شیخ انصاری دریافت کرده . و شیخ عبد الکریم حائری هم از همین میزای شیرازی اجازه اجتهاد گرفته و یا میرزای شیرازی دوم از همین میرزای اول اجازه اجتهاد خودشو دریافت کرده است .و سید مهدی شیرازی هم از میرزای دوم شیرازی اجازه اجتهاد داشت . و یا اینکه ایه الله بروجردی از اخوند خراسانی ( که او هم از شیخ انصاری اجازه اجتهاد داشت ) ، و ملا محمد کاظم یزدی و شیخ الشریعه اصفهانی اجتهاد خود را دریافت کرد .
    مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی و اقا ضیاء عراقی و حاج اقا حسین قمی و میزای نایینی هم از شاگردان اخوند بودند و از او اجازه اجتهاد دریافت کردند .
    یا اینکه ایه الله شریعتمداری از ایه الله بروجردی سید ابوالحسن اصفهانی اقا ضیا عراقی و میرزای نایینی اجازه اجتهاد داشت .
    این ها رو گفتم تا با روش علما برای کسب اجازه اجتهاد و نیز برای شناخت میزان علم مدعی مرجعیت اشنا بشویم .

    امیر پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۸۸ ۵:۱۵ ب.ظ:

    بنده در مورد روش کسب اجتهاد توسط علما توضیحاتی دادم.
    اما سوال مهمتر!
    سوال اصلی این است که اقای خمینی از چه کسی اجازه
    اجتهاد گرفت؟ در واقع حکم اجتهاد اقای خمینی رو چه کسی
    امضا کرد و در چه شرایطی ؟

    مسلما اقای خمینی از ایه الله العظمی بروجردی اجازه اجتهاد نگرفت .( این مطلب مورد تایید همه از جمله اطرافیان اقای خمینی هم هست . )

    پس اقای خمینی بر اساس اجازه کدام یک از مراجع اعلام مرجعیت و اجتهاد کردند ؟؟؟

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۸۸ ۶:۵۷ ب.ظ:

    آقا امیر
    اولا امام از استاد اصلیش شیخ عبدالکریم اجتهاد گرفته
    ثانیا کتاب ها و تدریس مستمر امام در قم و نجف نشان دهنده اجتهاد ایشونه. قرار نیست حتما برای اثبات اجتهاد، ورقه اجازه از دیگران رو بشه

    سو تک پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۷:۲۹ ب.ظ:

    ای سفاکان هتاک همین امثال فتحی و آسوی هتاک بودن که آیت الله مصباح را ترور روانی کردند و به جای استدلال نسبت یهودی بودن و کابالیست به او دادند و آمر قتل های زنجیره ای از او ساختند. ای فتحی بیچاره اتفاقا لحن جواب تو روشن می کند روشنگری امثال من (که از ترس هتاکی و ترور روانی حتی نمی توانیم هویت خود را افشا کنیم.هر چه باشد ما انگشت کوچک مصباح هم نمی شویم و می دانیم عملکرد شما مانند پدران معنویتان سید مهدی هاشمی است) چهار ستون بدنتان را می لرزاند. هر چند می دانم شما همیشه استدلال را با فرافکنی جواب می دهید ولی جوابتان را می دهم تا افراد جویای حقیقت سخن هر دو سو را بشنوند. من نگفتم صانعی به زور وارد شده بلکه برای اینکار هماهنگی قبلی صورت نگرفته و آقای صافی در تنگنای اخلاقی قرار گرفته چون به علت لحن هتاکانه صانعی در سخنرانی گرگان مراجه دیگر او را نپذیرفتند. من قبول دارم رفتار برخی درباره صانعی بی انصافی بود و افرادی که خواستار جاری ساختن حد قذف بودند تندروی کردند ولی این رفتار صانعی و کلا موضع گیری های دیگر او از یک مرجع بعید بود و او برای کسب مشروعیت در صدد دیدار با مراجع بود. شما قم هستی لازم نیست بری دفتر آقای صافی با یک تلفن می توانی به صحت گفته من پی ببری که صانعی بدون هماهنگی قبلی به دفتر آقای صافی رفته است و این دیدار در برنامه .در مورد تحریم دیدار مراجع با دولت هم مگر ما میگوییم احمدی نژاد حق است متاسفانه او هم دچار انحراف از مسیر است البته خیلی کمتر از امثال کروبی و موسوی. مگر در دوران خاتمی یا هاشمی تعامل مستمری با مراجع وجود داشت این رفتار احمدی نژاد بود که باعث شد باند نفاق داخلی برای فشار بر آقای خامنه ای خود را پشت مراجع پنهان کنند و به یکباره امثال آقای جوادی یا همین دیدارها توسط امثال شما که در دوران اصلاحات مراجع را در کنج عزلت نشاندید حلوا حلوا شوند. در مورد آیت الله سیستانی به هر ایشان جانشین آقای خویی است و با تفکر قائد عظیم الشان انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خمینی زاویه فکری دارد ولی مهم این است که با وجود این تفاوت دیدگاه و گاها انتقادات توصیه ایشان به نوه امام اینگونه است و مانند امثال شیخ ساده لوح مطرود آلت بازی جریان خاصی نمی شود که نشان از بینش بالای ایشان دارد و جالب این ایت که وقتی از ایشان به طور رسمی از موج لجنی حمایتی صورت نگرفته امثال شما می خواهید او را چیزی نشان دهید که نیست که ان شاءالله در همین دنیا رسوا خواهید شد.پرخاش های همفکران من نیز به خاطر انتظار بی جا است که میخواستند مراجع وارد معرکه شوند مگر من از آنها حمایت کرده ام که جواب می خواهی تو اگر مرد بودی جواب حرفهای منو میدادی خوبه من جریان مقعد قرمز کروبی را از تو بپرسم و جویای آن باشم ؟ یا جریان داماد لرستان از بزرگترین بانوی روشنفکر را از تو بپرسم. نه (می خواسم بگویم برادر ولی فکر که کردم چنین احساسی نسبت به تو ندارم) آقا این حنا رنگ ندارد تو اگر مردی فقط اظهارات منو نقد کن مگر من مسئول حرفهای دیگران هستم اما تو درباره نوشته های خود مسئولی و حرفهای من در مورد نوشته هات بود نه سخنان افراد دیگر

    [پاسخ]

    صادقی پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۷:۴۹ ب.ظ:

    سلام
    چرا اینقدر داغ می کنی برادر! می شه همین حرف ها رو هم با یه ادبیات بهتر زد.

    سو تک پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۷:۵۶ ب.ظ:

    شما اگه میتونی با ادبیات بهتر به این افراد حالی کن تا من حرف نزنم. ممنون می شم.

    مجتبی پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۳:۵۴ ب.ظ:

    ممنون سوتک عزیز
    l بس به یک بی سواد هم می شود آیت الله یا آیت الله العظمی گفت. تازه می فهمم یه عده مثل هاشمی و خامنه ای چه جوری آیت الله شدند.

    سید محمدرضا امامی پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۳:۵۹ ب.ظ:

    سوتک عزیز خوشم میاد با حرفات تن همه این سبزا یه دست کت شلوار قهوه ای میکنی! ولی کمی آرومتر اینا ارزششو ندارن اعصابتو خورد کنی.

    سو تک پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۴:۲۵ ب.ظ:

    من نگفتم به هر کس میشه آیت الله گفت. مگر می توان به بوعلی معلم ثالث گفت؟ توضیحاتم کافیه. من کجا گفتم آیت الله العظمی خامنه ای بیسواده. او مجتهد است. مرجعیت او هم مورد تایید بزرگان و هم مقبول طیف بزرگی از مومنین است و امروزه در سطح جهان تشیع در میان مراجع حی ایشان به احتمال زیاد از نظر تعداد مقلد در صدر است(البته من از ایشان تقلید نمی کنم اینو گفتم تا فکر نکنی تبلیغ مرجعیت ایشان را می کنم.)

    مجتبی پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۶:۱۵ ب.ظ:

    سوتک عزیز
    این یعنی آیت الله بودن ربطی به سواد حوزوی ندارد. مگه نه؟
    “در مورد شخص منتظری من به هیچ وجه اجتهاد و وزنه علمیشو منکر نیستم بلکه مطلبق گفته برخی روحانیون این فرد از نظر فقهی اعلمه ولی چون به هیچ وجه این فردو نشانه بزرگ خدا نمی دانم به او آیت الله العظمی نمیگم”
    یعنی اینطور نیست که اگر کسی به یک مرتبه در علوم حوزوی رسید بهش آیت الله بگن؟ بس یک بی سواد هم میتونه آیت الله باشه یا حتی سنگ و چوب و … هم ممکنه آیت الله باشند؟

  4. حجه السلام والمسمین مهندس حشمدار می‌گوید:

    با سلام
    اگر واقعه بین باشیم باید تحلیل بهتری از شرایط داشته باشیم
    ۱- مرجعیت لازمه پویایی آیین دینی و افزایش تطابق پذیری آن با زمان است اما امروزه(۳۰سال اخیر) به علت شرایط حاکم از میزان پذیرش کلام و نفوذ آنها در عموم مردم به شدت کاهش پیدا کرده است که البته عدم رصد و درک علوم و کنش های پیرامونی توسط مراجع هم می توان به آن اضافه کرد.
    ۲- توان امروز مراجع متاسفانه بیشتر نقش سیاسی دارد یعنی یارگیری های موجود بیشتر از هر دو جناحین در اصل برای ایجاد وجهه و تحت فشار قرار دادن طرف مقابل است
    ۳- مراجع مبلغین و مروجین دین در مقابل ترویج خرافه و انحرافات آن می باشند و افتخار تشیع اینست که شرط مرجع بودن محقق بودن در عرصه دین است.
    نتیجه:
    از دیدگاه اینجانب منش هر دو جناح برای همراهی مراجع و امتیاز گیری سیاسی اشتباه محض است زیرا این سرمایه ها را نباید به این راحتی هزینه کرد
    والسلام

    [پاسخ]

  5. عباسعلی می‌گوید:

    با سلام
    دوستان برای من سئوالی پیش آمده لطف کنید مرا راهنمایی کنید
    روز یکشنبه رهبر فرزانه نمازعید فطر را قرائت فرمودندکه در صف اول آقای هاشمی و نوه حضرت امام (سید حسن آقا ) را اشتباه نکرده باشم دیدم سئوالم اینجاست:
    آیا آقای سید حسن خمینی مقلد آقای خامنه ای هستند که روز یکشنبه را عید کردند؟ یا مقلد علمای دیگر که در قم هستند و دوشنبه را عید کردند؟
    اگر مقلد حضرت آیت الله خامنه ای هستند پس چرا در بقیه امور که حضرت آیت الله خامنه ای مسئله ای را صلاح میدانند از رهبری در عمل اطاعت نمیشود که برای ذکر عدم اطاعت خیلی موارد هست که بهتر است اشاره نکنم !!! اگر مقلد علمای قم هستند پس چی شد یکشنبه یکروز زودتر ایشان عید کردند؟!!
    ۲ دوزه بازی و یکی به نعل ویکی به میخ زدن را داریم میبینیم
    از سروانی که میتوانند بنده بیسواد را راهنمایی کنند ممنون میشوم

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۸۸ ۵:۱۳ ب.ظ:

    مسأله ثبوت هلال ماه لزوماً به مسأله تقلید ربطی ندارد. چون تشخیص موضوعات به مکلف مربوط است نه مرجع تقلید. مرجع فقط حکم را بیان می کند

    [پاسخ]

    یک طلبه بی سواد پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۲:۰۶ ق.ظ:

    lدرسته که مساله ثبوت هلال از موضوعاته اما موضوعات شرعی هم همه به یک منوال نیستند. بعضی مثل همین مساله از موضوعاتی‌اند که قبل از اون باید تکلیف چند حکم شرعی مثل بحث اتحاد افق و رویت با ابزار و … روشن بشه. و غیر مجتهد در این مقدمات باید تقلید کنه.

    [پاسخ]

    مهرناز پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۲:۰۹ ب.ظ:

    ببخشید اما من از آیتالله العظمی سیستانی تقلید می کنم و در استفتایی که اخیرا از ایشان دیده ام ایشان قبول استهلال را تقلید پذیر ندانسته و اجازه داده اند که هرکس در کشور خود چون به اطمینان رسید نماز را اقامه و روزه را افطار نماید.

  6. نصیر می‌گوید:

    اینجا که فقط علما و بزرگان نظر می زارن و ما بچه ، مچه ها دیگه رومون نمی شه نظر بدیم …

    [پاسخ]

  7. sepehr می‌گوید:

    چرا ما از آقای وحید خراسانی هیچی نمی شنویم؟

    [پاسخ]

  8. فراز می‌گوید:

    آقا جمش کنین این بساطو!از این مراجع منفعت طلب (حالا جز منتظری و یکی دو تا دیگه!) طبق معمول بخاری بلند نمیشه! کجا بودن این آقایون عادل سال ۶۷؟یه عده حالا این وسط هنوز امید د ارن به یه سری دایناسور منفعل!
    راسی ! من نمی دونم خود امام کی بوده حالا که خطش چی باشه!که منحرف از اون چی باشه!که مطرودش چی باشه؟!
    عباسعلی دمت گرم!آقا تو وبلاگ قبلیه خیلی باهات شاد می شدیم!بیشتر کامنت بده داداش!

    [پاسخ]

  9. reza می‌گوید:

    متن خیلی جالبی بود. به نظرم این خیلی مهمه که در قم چی میگذره. خصوصا بعد از این دستگیری های اخیر به نظرم قم حتما در توازن و اعتدال بیشتر حرف های آقای خامنه ای هم موثر بوده. باهات کاملا موافقم که مرجعیت شیعه زنده است. فقط مشکل اینجاست که دولت نهم اصلا حاضر نیست که این رو بپذیره چون اونوقت باید به تعمل با مرجعیت هم تن بده…

    [پاسخ]

  10. الیاس پهلوان می‌گوید:

    سلام
    توضیحات شما یک بحث تحقیقی وبه حق بوده, سیاست زده های چشم بسته تحمل اینقدر گفتار تحلیلی را هم ندارند.
    ضمنا منزل نو مبارک.
    اخیرا شنیدم نام قدیم زنجان، زنگان بوده که با حمله اعراب تغییر به زنجان یافته. دراین مورد هم مطلب بنویسید.

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۲:۵۱ ب.ظ:

    سلام برادر پهلوان اگه قرار باشه هر شهری اسمش بعد حمله اعراب تغییر کرده مطلب نوشته بشه مثنوی ۷۰ منه منم چند تا شهر سراغ دارم اصلا کلا اسم آذربایجان آذرآبادگان بوده کردستان اسمش گردووان بوده اسم شهرها هم قزوین کاسپین بوده دزفول دژپیل بوده سنندج سنه دژ بوده سقز سگاز بوده نیشابور نیشاپور بوده تازه قبل اینم یه اسم سخت دیگه داشته کرمانشاه رو عبها کرده بودن قرمیسین به زحمت اسمش برگشت بگذریم اعراب بعد انقلابم کردنش باختران باز برگشت اسم شهرمون
    حالا خوبه عربها به ما میگن لال!!!!!!!!!! بازم هست از این شهرها حتما خیلی از این ها رو هم میدونستی ولی برادر من چه ربطی داره به سیاست و روحانیت البته واقعا ببخشید اگه حرفم دخالت به نظر میاد احتمالا باید همشهری علی آقا باشی که پیگیر این قضیه هستی موفق باشی بازم ببخشید

    [پاسخ]

  11. مستانه می‌گوید:

    به آقای سید علی خامنه ای

    روزی که رسول باطنیم دیگر تقلید از شما را برنتابید خوب به یاد دارم.
    باید آن روز خون گریه می کردم به حال و روز خودم و دهها مثل خودم که اعتقاد و اعتماد و بخشی از ایمانشان را سرمایه کردند برای شما، به پای شما…..

    به خواب هم نمی دیدم روزی را که بگردم پی مرجعی دیگر، از سر بی اعتمادی و بدبینی…..
    به خواب هم نمی دیدم روزی را که ذهنم جای کلمه رهبر را با حاکم و مرجع را با رئیس حزب عوض کند، که دیوار اعتقاد و علاقه ریخته شود و نماند جز حیرت اشکبار من و امثال من…….

    آقای عزیز

    من به شما حب قلبی داشتم، چه کردید با روح و روان من؟
    می دانید سیاست شما که آمیخته بود با دین ما، چند نفر را مثل من دلزده و ناامید کرد؟
    می دانید چه زخم عمیقی زدید بر پیکر جوان جامعه؟
    می دانید داغی که گذاشتید آنقدر عمیق بود که سرد نمی شود هرچه خود را به بی خیالی می زنیم؟
    حوصله حرف زدن با شما را ندارم دیگر. دلم خمینی را می خواهد. دلم خمینی کبیر را می خواهد………………

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۸ ق.ظ:

    یادم نمی ره وقتی تو ده سالگی هر سحر نماز صبحم رو با صدای آقای خامنه ای که از رادیو پخش می شد می خوندم. آخر ماه نمازهام آهنگ نمازهای ایشون رو گرفته بود. چیکار کرد ایشون با خودش، چی کار کرد با ما، چی کار می کنه با محکمه عدل خدا؟

    [پاسخ]

    صادقی پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۲:۰۷ ب.ظ:

    سلام
    مشکل شما این است که انتظار دارید ولی فقیه طبق خواسته شما عمل کند. این انتظار خود خواهانه ای است. تقریبا کسانی که در طول این سی سال از امام و رهبری بریده اند ولی فقیه را برای خود و افکارشان تعریف کرده اند و اگر خلاف آن انجام شده است از او بریده اند. سخنرانی رهبری در جمع خبرگان بسیار روشنگر بود. ایشان تمام آبروی خود را به میدان آورد و در اثبات کار خود این آیه را خواند: الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا و قالوا حسبنا الله و نعم الوکیل- فانقلبوا بنعمه من الله و فضل لم یمسسهم سوء و اتبعوا رضوان الله و الله ذو فضل عظیم( آل عمران-۱۷۳ و ۱۷۴)

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۲:۴۵ ب.ظ:

    مهدی جان کسی انتظار نداره دیگران طبق میل اون عمل کنن. ولی نباید انتظار داشته باشیم که نقد نشیم. شاید نقدها وارد نباشه ولی نقد نادرست و حتی تند و عاطفی هم نمی تونه دلیلی بر ممنوعیت نقد بشه. من و شما طلبه ایم و باید به همه بگیم که «حیاه العلم بالنقد و الرد»

    [پاسخ]

    صادقی پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۲:۵۸ ب.ظ:

    سلام
    علی اشرف عزیز! من کی منکر نقد بوده ام؟ من فقط جواب این دو نفر رو دادم.

    مستانه پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۳:۰۳ ب.ظ:

    من عملکرد ایشان را به دلم عرضه نکردم که اگر خلاف خواسته ام اتفاق افتاد به قول شما از رهبر بریده شوم…

    فقط یک قیاس ساده آقای صادقی

    عملکرد ایشان را به عترت پیامبر عرضه کردم. به بهترین خلیفه تاریخ. وقتی شباهتش را کم رنگ و بعضا بی رنگ دیدم دلم شکست. دلزده شدم……

    از مصادیقش هم از من نپرسید که ناگفته شما را رجوع می دهم به نهج البلاغه که یک بار دیگر بخوانید.

    فقط یک قیاس ساده آقای صادقی………

    [پاسخ]

    صادقی پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۳:۴۱ ب.ظ:

    سلام
    اگر نهج البلاغه را بخوانیم ممکن است خلاف نظر شما ثابت شود! خطبه های امیر المومنین درباره فتنه های زمانه اش بسیار درس آموز است. توصیفات ایشان درباره طلحه و زبیر درباره اصحاب شام و نهروانیان بسیار گویا است. پیغمبر برای ایجاد حاکمیت اش ۸۰ جنگ انجام داد. در یک روز جند صد یهودی خائن را گردن زد. من نمی خاهم قیاس کنم که قیاس با معصومین قیاس مع الفارق است. اما می توان بعضی رفتارها را در متون دینی یافت

    ن.ک. پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۴:۳۲ ب.ظ:

    من بعضی ها رو می شناسم که بعد از این جریانات دیگه مقلد آقای خامنه ای نیستند و مرجعشون رو عوض کردند. قبلا خیلی هم دو آتیشه بودند.
    بعدش هم اینکه آقای صادقی، طلحه و زبیر خوب مثالهایی هستند اما به نظر من هر جناحی داره به سود خودش ازشون استفاده می کنه. به نظر من که مشابه طلحه و زبیر در جریان حاکم خیلی بیشتره تا جریان معترض.
    مشکل ما اینه که همه می خواهیم خودمون رو به یا به ائمه یا به امام خمینی بچسبونیم. فکر نمی کنم در تاریخ اسلام، تا به حال وضعی به این بدی وجود داشته بوده
    فقط خود امام زمان می تونه این قائله مسخره رو تموم کنه. اوضاعی که همه ادعای به حق بودن در اون می کنند.

    سو تک پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۴:۳۵ ب.ظ:

    برادر صادقی
    من خسته شدم از بس جواب حرفهای این جماعتو دادم. مثل اینکه در میان این جماعت اظهار نظر نکنیم بهتر است.به وقتی که میگیرد نمی ارزد .بهتر است این جماعت رها شوند تا خود گویند و خود بخندند(البته منظورم افراد مهدودی است خوانندگان بزرگوار به دل نگیرند). چون به احتمال زیاد دیگر جواب این جماعت را نخواهم داد( چون امید کمی به هدایت اینها دارم و اینقدر که جواب داده ام برای روشنگری کافیست) لطف کنید شما که خونسردتر هستید و ادبیات بهتری دارید به شبهات اینها پاسخ بگویید. متشکرم.

    [پاسخ]

    سو تک پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۴:۳۶ ب.ظ:

    برادر صادقی
    من خسته شدم از بس جواب حرفهای این جماعتو دادم. مثل اینکه در میان این جماعت اظهار نظر نکنیم بهتر است.به وقتی که میگیرد نمی ارزد .بهتر است این جماعت رها شوند تا خود گویند و خود بخندند(البته منظورم افراد معدودی است خوانندگان بزرگوار به دل نگیرند). چون به احتمال زیاد دیگر جواب این جماعت را نخواهم داد( چون امید کمی به هدایت اینها دارم و اینقدر که جواب داده ام برای روشنگری کافیست) لطف کنید شما که خونسردتر هستید و ادبیات بهتری دارید به شبهات اینها پاسخ بگویید. متشکرم.

    [پاسخ]

    جوالدوز پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۸۸ ۹:۵۱ ق.ظ:

    سوتک عزیز پس تا به حال برای هدایت دیگران اینقدر حرص میخوردی و یقه میگرفتی. خطاب به شما و کارگزاران فعلی باید گفت یکی اگر هدایت نخواهد کی رو باید ببیند فعلا یقه رو ول کن داداش، اول برادریتو ثابت کن بعد برای هدایت دیگران حرص بخور. هدایت و یبوست به هم نمی آیند.

  12. فکری می‌گوید:

    دوستان عزیز در شرایط فعلی بزرگترین ضربه به اصلاحات مطرح کردن مراجع است این آقایان فقط برای شما طلبه ها آدمهای مهمی هستند شاید بخاطر اینکه آینده خودتون رو در اینها می بینید عوام حتی اسم اینا رو هم نمی دونن حالا که احمدی نژاد قصد دارد با برخی از عقاید خرافی این آقایان مبارزه کند شما چرا کاسه داغتر از آش شده اید و سنگ اندازی می کنید شما رو به خدا کمی فکرتان را بکار بیندازید (من خودم روزی نیم ساعت را صرفا به فکر کردن در مورد مسائل مختلف اختصاص داده ام و تا حالا هم کلی آدم شدم) دوستی مراجع و اصلاح طلبان مثل دوستی افرادی مثل بازرگان با خمینی است خواهش می کنم اینقدر سطحی اندیش نباشد .در ضمن مطالبتون در مجموع بی نظیره .خیلی چیزا ازتون یاد گرفتم .نظرم رو روی سایت نذارید فقط خواهشا فکر کنید فکر

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۴:۰۴ ب.ظ:

    ببخشید احمدی نژاد با کدوم خرافه قراره مبارزه کنه مدیریت امام زمان که بدبختمون کرده .هاله نور بی نورش اعتقادش به این که حمله آمریکا به خاور میانه برای پیشگیری از ظهور امام زمانه یه کم در مورد مراجع به خصوص طیف نو اندیشش مطالعه کن ببین کی داره خرافه پرستی میکنه نکنه وزیر زن گولت زده زنی که اعتقاداتش تندتر از ۱۰۰ تا مرد متعصبه فکر کنم یادت رفته این آدم حتی این قد زن رو آدم حساب نمیکنه که برا ازدواج مجدد ازش اجازه بگیره اگه دو تا آدم با شعور تو مجلس نبودن که تا حالا تحصیل زن ها رو هم ممنوع کرده بود مبارزه با کدوم خرافه شما انگار خرافه هایی که مراجع جبری( که بیشتر از دولت هستن )پخش کردن رو میخوای گردن صانعی بندازی کی گفت اطاعت احمدی نژاد اطاعت خداست مراجع یا دولتی ها این خرافات نیست برای من مراجع خدا نیستن مقلد صرف هم نیستم ولی حرفشون برام مهمه
    یه سئوال چرا حرف پروفسور حسابی تو فیزیک برات مهمه؟میدونی چرا برا من مهمه چون یه عمر در مورد علم فیزیک مطالعه کرده با بزرگان فیزیک نشست و برخاست داشته و با علم فیزیک زندگی کرده پس حرفش برام اهمیت داره
    مراجع هم هر کدوم اقلا ۵۰سال مطالعه و سابقه شیعه شناسی دارن و برای من حکم پروفسورهای شیعه رو دارن حرفشون وحی منزل نیست ولی مسلما از من که سنم نصف عمر مطالعه اوناس بیشتر میدونن و این که برخلاف متحجرین که میگن فقط روحانیت ما بگیم ضد روحانیت و فکر کنیم روش فکریم درست نیست این یعنی اونا از اون سر دیوار افتادن ما از این سر .نمیشه بیخیال روحانیت شد و وقتی حرف دل مردم رو میزنن چون مدرن باشیم و اصلاحاتی بیخیالشون بشیم چه منفعت مادی برا مراجع داره تو این شرایط از مردم حمایت کنن عوامی که مراجع رو نمیشاسن همون کسایی هستن که با اسلام صفوی مغزشون شستشو داده شده و فکر میکنن اسلام همین ظواهری است که متحجرین میگن مگه نه طیف روشن فکر کاملا مراجع رو میشناسن (یا مخالف اونان یا موافق ولی میشناسن)بله تو بقالی کسی چندان خبر نداره کی مرجعه کی نیست ولی دانشجوهای فعال خوب میدونن
    در مورد امام و بازرگان که من هر دو رو دوست دارم که اگه ملیون حذف نمیشدن اوضاع خیلی بهتر میموند حذف بازرگان و اختلافش با امام ریشه در حذف بزرگانی مثل طالقانی مفتح بهشتی مصطفی خمینی و…داشت که جای اونا رو همین متحجرین طرفدار احمدی نژاد گرفتن و مقدمات حذف ملیون رو فراهم کردن مگر نه امام هیچ وقت قلبا با بازرگان مشکلی نداشت اگر نبود بدگویی امثال جنتی و یزدی
    بیخود نیست هدف ترور همیشه روحانیت روشنفکر بودن چون منافقین میدونستن ضرباتی که وجود متحجرین میزنه خیلی سنگینتر از حذفشونه
    بازم میگم من چشم بسته مراجع نیستم ولی ایران فرانسه نیست مراجع تو ایران یه وزنه قوی هستن که طرف هر کی باشن سودمنده و حالا که طرف اصلاحاتن برا ما خوبه
    بازم میگم برو مطالعه کامل کن بزرگترین مبلغ خرافات احمدی نژاده و از بزرگترین دشمنان خرافات مراجع (حرف مراجع اونی نیست که تو مساجد دولتی یا صداسیما میگن و واقعا حق داری پر خرافاته)بازم ببخشید که دخالت میکنم تو حرفات

    [پاسخ]

  13. birjandi می‌گوید:

    khane jadid mobarak. omidvaram tourjan va dayereh hal ke yeki shode and hamishe movafagh bashand. aghaye fathi weblogam ra 2bare rah andakhtam. khoshhal misham sar bezanid.

    [پاسخ]

  14. لیلااا می‌گوید:

    ا ا اااااااا، اینجا چرا از اون شکلکا نداره؟! :(( اومممممم 🙁

    [پاسخ]

  15. لیلااا می‌گوید:

    اااا آخ جون، خودش با فهم و کمالاته!!! 🙂

    [پاسخ]

  16. داداش می‌گوید:

    http://bayatzanjani.net/fa/7.html
    سلام من داداشم اولین نوشته منه تورجان جان اما یه دو ماهیه پیگیر نوشته هاتم … لینک بالا مربوط به اجازه های اجتهاد از امام ، آیت الله اراکی و گلپایگانیه که دوستمون میگفتند آیت االه بیات اجازه نداره

    [پاسخ]

    علی اشرف فتحی پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۲:۳۱ ب.ظ:

    این لینک ربطی به اجازه اجتهاد نداره. بلکه مربوط به اجازه در اخذ وجوه شرعیه س

    [پاسخ]

    سو تک پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۴:۰۶ ب.ظ:

    خوشحالم کم کم دراین می فهمین حرفام درسته. من نه تنها سایت بیاتو با دقت زیر و رو کردم بلکه از یکی از اعضای دفترش هم پرسیدم و از افراد متعدد حوزوی و غیر حوزوی آشنا با این فرد پرسیده ام.

    [پاسخ]

    ن.ک. پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۴:۳۵ ب.ظ:

    اَه
    شما هم که همه چیو به خودت می گیری. اصلا جنبه نداری ها
    اگه آقای فتحی گفتند که این لینک ربطی به اون موضوع نداره داشتند جواب صحیح رو به سوال می دادند نه اینکه الزاما شما رو تأیید کرده باشند
    جنبه هم چیز خوبیه….

  17. ن.ک. می‌گوید:

    ببخشید آقای فتحی
    به نظر من لحن این پست شما بیشتر شبیه حرفهای صدا و سیما بود
    نه از جهت دفاع از یک جناح خاص. بلکه منظورم اینکه که از کاه کوه ساختید و یک چیز خیلی معمولی رو آب و تاب دادید و بزرگش جلوه دادید تا مردمی که اطلاعات کمی دارند خوشحال بشن و دلشون قرص بشه. دقیقا کاری که صدا و سیما می کنه
    این چیزهایی که از مراجع گفتید به نظر من اصلا کارهای شاقی نبودند. یعنی مینیمم کاریه که یه درس خونده ی مذهبی باید بکنه. اتفاقا خیلی هم کم گذاشتند و به نظر من با این کارهای کوچیک کارنامه شون درست نمی شه… بابا آدم وقتی هی بزرگ و بزرگ تر می شه وظایفش هم سنگین تر می شه. نه اینکه هی بخواد محتاط تر بشه.
    البته من اون پستتون رو که نوشته بودید اینها اگر خیلی هزینه کنند ممکنه دیگه نتونند روی دولتها تأثیر بگذارند خوندم و اتفاقا خیلی جالب بود. ولی با همه اینها، این آقایون نسبت به جایگاهشون دارند خیلی کم می ذارند. اینقدر طرفداری الکی نکنید ازشون دیگه….

    [پاسخ]

  18. مهدی می‌گوید:

    قسمت مراجعش به این پست ریط داره!
    dvd سبز

    http://dvdsabz.blogspot.com/2009/09/normal-0-false-false-false-en-us-x-none.html

    [پاسخ]

  19. حميد می‌گوید:

    سلام
    بنازم به این آقای صافی که زده به سیم آخر و خیلی خیلی داره تند می ره.
    اون از سکوتش در برابر دولت غیر مشروع احمدی نژاد اینم از دیدارش با آیت الله صانعی و توبیخ حمله کنندگان به بیت ایشون.
    جدا کی باور می کنه این دیدار زوری باشه.اون همه تصاویر اختصاصی سایت آیت الله صافی و خبر دیدار جایی برای شک به زوری بودن دیدار نمی زاره.
    من حتی از یکی از نزدیکان آیت الله صافی هم شنیده بودم که این دیدار از قبل هماهنگ شده بوده
    آفرین به این مراجع عظام

    [پاسخ]

  20. نغمه می‌گوید:

    سوتی جون دستت درست. یعنی فکر می کنی این جماعت خوابن اینا خودشنو به خواب زدن بیخود وقت با ارزشتو صرف اینا نکن. اینا خودشون میدونن قضیه چیه. همین که جواب حرفاتو ندارن نشانه حقانیت حرفاته. موفق باشی. راسته خودت بلاگ نداری؟

    [پاسخ]

    ن.ک. پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۸ ب.ظ:

    جالبه که بعضیها این همه جواب رو نمی بینن
    خدا چشماتون رو باز کنه

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۰ ب.ظ:

    ن.ک جان ای کاش کور بودم مثل اینها ای کاش نمیفهمیدم اصلا ای کاش خر بودم. خدا نگذره از اونی که ۸ سالگی قرآن دست من داد گفت قرآن مال لب طاقچه نیست مال خوندنه حالا که خوندن بلدی اینو بخون خدا پدرم رو هم هدایت کنه که به جای اسباب بازی برام کتاب میخرید و میگفت بخون برا آیندت خوبه همین پدر گمراه من هم بود که هی روزنامه خوند منم گمراه شدم به جای طلبه های بیسواد متعصب(فتحی به تو برنخوره نظر منو میدونی در مورد چه افرادیه)میرفتیم خدمت آیت الله نجومی(ایشون از چهره های ماندگار و از بزرگان کرمانشاه هستن البته سیاسی نیستن ولی خیلی پرن)
    حالا برو ببین کی تو رو گمراه کرد که میفهمی و زجر فهمیدن رو میکشی ایشالا مغزمون از کار بیفته تا بلکه نفسی بکشیم موفق باشی بیخیال اینا خدا حقه و با حق گویان
    نمیدونم چه مقدار نظرات منو خوندی اگه زحمت نیست یه دور بخونشون نظرت برام مهمه ممنون میشم

    [پاسخ]

    ن.ک. پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۸ ق.ظ:

    سلام
    در مورد آیت الله بیات این پاسخ که اگر مرجعیت ایشان دارای اشکال بود دوستان بی خدا تر از بعضیها در ۲۰:۳۰ زودتر آنرا توی بوق میکردند کاملا درست است همینطور اینکه اگر مرجعیت ایشان دارای اشکال بود بعید است که بزرگان دیگر هیچ حرفی در طی اینهمه سال نزنند. اما به هر حال چیزی که مهمه این نیست که مرجعیت ایشون چقدر درسته. اگر کسی بخواد ایشون رو مرجع خودش بکنه واجبه بره تحقیق پس به کسان دیگه ربطی نداره که در مورد چیزی که اصلا علمش رو ندارند بخوان نظر بدن که کی مرجعیتش درست نیست. بعلاوه اگر قرار باشه در مورد درست بودن یا نبودن مرجعیت آقایون صحبت بشه، بحثهای خیلی جدی تری در مورد خیلی آدمهای معروفتری مطرح می شه که بهتره بحثش اینجا باز نشه. علاوه بر این چیزی که الان خیلی مهمه اینه که همونهایی که این افراد مرجعیتشون رو قبول دارند آبروی هرچی اسلام و شیعه است بردند. اگر قرار به اشکال تراشی آدمهای غیر حوزوی باشه اینها خیلی مسائل مهمتری هستند تا مهملاتی که بعضیها می بافند و به خیال خودشون می تونند وزنه رو به نفع خودشون سنگین کنند.

    موضوع فامیل بودن رو هم همونجور که شما گفتید خود آقای سوتک مطرح کرد. خیلی جالبه که زود فراموش می کنند.
    موضوع سعیده پور آقایی هم خوبه همه این لینک رو ببینند تا اینقدر راحت تهمت به آدمهایی مثل موسوی نزنند که شاید ۱۰۰ برابر ما آدم باشند و اسلامشون هم از ما درست تر باشه
    http://norooznews.org/news/13976.php

    اگه آقای سوتک اینقدر پشتشون گرمه که راحت زنگ بزنند و راجع به مرجعیت آقای بیات سوال کنند و به دیگران هم توصیه می کنند به همین روش تحقیقات مشابهی رو انجام بدن، باید بدونند که کافیه یه نفر راجع به جرم آقایونی مثل جنتی فقط شروع به تحقیق کنه تا سرش زیر آب بره. برای همین بهتره این روشهای دموکراسی رو فقط برای جناح خودشون توصیه کنند.
    دندان شکن ترین جوابها هم این است که هیچکس نمی تونه گندی رو که صدا و سیما در مورد ترانه موسوی بالا آورده جواب بده.
    آقای سوتک گفتند فقط مسولیت حرفهای خودشون رو می پذیرند. این خیلی خوبه اما خیلی دیر متوجه شدند که باید این حرف رو بگن. چون وقتی آدم اینطوری جوش می یاره و از یه کسانی دفاع می کنه که نباید به این شدت بکنه یا از یه کسانی بد میگه که نباید با این شدت بد بگه، بعد دیگه خیلی دیره که بخواد خودش رو مبرا کنه و برای چیزهایی که دیگه جوابی نداره بده بگه نه من منظورم این قسمت نبود منظورم چیزای دیگه بود!!

    جواب شما به آقا یا خانم فکری رو هم کاملا قبول دارم. هر عقل سلیمی باید قبول کنه که هر کی تو یه رشته ای ۵۰ سال یا بیشتر درس بخونه حرفش در اون زمینه مهم می شه و اینها اصلا افرادی نیستند که بشه براحتی از حرفشون گذشت. به خصوص که حرفشون به دنیا و آخرت آدم می تونه خیلی مربوط بشه.
    به هر حال از جوابهاتون ممنون. کمتر کسی پیدا می شه که اطلاعات نسبتا کاملی داشته باشه تا بتونه جواب حرفهای بی در و پیکر رو بده.
    موفق باشید

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۸ ب.ظ:

    ممنون ایشالا توام موفق باشی

    [پاسخ]

  21. علي می‌گوید:

    در ضمن مقام معظم رهبری به گفته شما !!!از کی مرجع شده که ما نمی دونستیم اون فقط یک آیت الله … است همین و بس!!!!!کسی که به جای حضور در کلاس درس اساتید حوزه اونا رو ببرن خونه حضرت آقا که درسش بدن دیگه تکلیفش روشنه…..والسلام

    [پاسخ]

  22. آسو می‌گوید:

    آقای فتحی اولا این اگه به هر زبونی حرف بزنه برا من فرقی نداره من سر حرفم هستم اگه حق گو بود این همه فحش نمیداد خوشحالم که نظرات دیگه ثبت نمیخواد و این جماعت خودشونو خوب نشون میدن و طرفداراشون چطور فحش ندادن ما رو به حساب کم آوردن میزارن فقط بدونه من فحشش ندادم و نمیدم هر چند فحش زیاد بلدم (بابا حتی فرهنگ فحشش هم ضعیفه سلیته رو به زن میگن نه به مرد)من خودم رو آدم فرض نکردم باقی رو گوسفند مصباح این کار رو کرده پس مردم خدای نکرده فکر نکنن من توهینی کردم که هرچند نظر منو بخونید خودتون متوجه میشید فحش مال بی منطق ها و شکست خورده ها و دوروغگوهاست همه هم میبینن کی داره فحش میده کی داره دوروغ میگه حرفی هم دیگه با ایت سوت سوتک ندارم
    ولی اگه بزرگان حوزه علمیه کاری ندارن که کسی اعلام اجتهاد جعلی بده و هر کی میتونه این ادعا رو بکنه و برا خودش دفتر دستک راه بندازه (آقای فتحی شما که اونجا هستین آیا این ممکنه؟) پس مرجعیت تو سرشون بخوره اون حوزه هم درشو گل بگیرن یعنی مرجعیت جعلی اهمیتش از دکترای جعلی کمتره پس طفلک کردان (جواب جدی میخوام اقای فتحی حوزه این قد هر کی هر کیه ؟؟؟؟؟)هدایتت هم مال خودت سوت سوتک

    [پاسخ]

  23. م.ک می‌گوید:

    یعنی ما اینقدر بیکاریم که بریم دنبال اینکه فلانی مرجعه،فلانی رساله یکی دیگه رو کپی کرده
    ول کنید این حرفارو،به چه درد دنیا و آخرتتون می خوره…
    به جای این غیبت هایی که می کنید برید دنبال اینکه چه کاری حقه چه کاری باطله نه اینکه{ چه کسی }حقه چه کسی باطله!!
    اگر این کامنت هارو طلبه ها میذارن باید به حال مملکت تاسف خورد….

    [پاسخ]

  24. می می‌گوید:

    من نمیدونم چرا ما انقدر فراموشکاریم؟؟واقعا کسایی که عاقل بودند وچشمشون باز بود حقایقو دیدند و خوب و از بد تشخیص دادند..تکلیف آدمایی مثل نغمه سوتک و صادقی و سید محمدرضا امامی و بذارید رو دوش خودشون..اینا خودشون نمیخوان واقعیاتو ببینند و در فریب غرقند.افسار فکر و تحلیل اینا دست رهبره و بزرگترین تحلیلشون اینه که بگن طبق فرمایشات مقام معظم رهبری!!!!!!!.ابنها ماجرای قتلهای زنجیره ای رو نمیبینن..اینها ماجرای اعترافات امیر فرشاد ابراهیمیو نمیبینن.اینها ماجرای سعید امامی وبازجویی زنش وقتل زهرا کاظمیو نمیبینن و نمیفهمن..اینها ماجرای آزادی یک تروریست به اسم سعید عسگر و تبرئه یک قاتل به اسم سردار نظریو نمیبینن..اینها دزدیهای سپاه و خاتم الانبیا رو باور نمیکنن و نمیفهمن.اینها دلشون خوشه رهبر عادله چون میگه من ماجرای کوی دانشگاهو پیگیری میکنم و بعد که آبا از آسیاب خوابیدو هیچ اتفاقی نیافتاد دیگه تا اون موقع عدالت رهبر ثابت شده و اصلا چه نیازی به پیگیری؟هدف فقط اثبات عدل رهبر بودو بس!از نظر اینا همه فیلمای با موبایل گرفته شده یوتیوب قلابیه و همه رو مردم خودشون کارگردانی کردند و ساختند.اینها یادشون رفته وقتی خاتمی صحبت از ارتباط با امریکا کرد چطور کفن پوشیدند و اومدند تو خیابون وبقول خودشون اغتشاش کردند و هر غلطی دلشون خواست کردند و هیچ کس برخوردی باهاشون نباید بکنه چرا چون اونا علامه دهرند و تشخیص اونا فقط درسته و تشخیص ما غلط! و حالا احمدینژاد دایم پاچه خوار اوباماست و ککشونم نمیگزه.این کینه ایها کینه شتریو رو سفید کردند.از اینا انتظار انصاف و قانونگرایی میشه داشت؟جالبه به ما میگن شما قانونشکنید و چون رهبر بر ضد شما صحبت میکنه و چون رهبر شمارو به زندان میندازه و چون رهبر بچه های شمارو میکشه تحمل حرف سراپا حق رهبرو ندارید!حتی محسن رضایی هم فهمید تو این مملکت چه خبرا اینا نفهمیدند..نگاه به این نکن محسن رضایی پاچه خوار رهبره.خودش خوب میدونه تمام این وقایع و ترورها تحت نظارت کی صورت گرفته..اینا نمیدونن چه مخالفاییو تو چه کشورایی از دنیا حتی فیلیپین ترور کردند.اینا از مرحله پرتند..اینا خورد و خاک شیر شدن قانون اساسی که بالاترین قانون مملکته توسط رهبر و شورای نگهبانو نمیبینن.اینا اختلافای فاحش در ارقام پول نفت در دوره احمدینژادو نمیبینن..از نظر اینا رهبر فصلالخطابه یعنی گفت بمیر باید بمیری.گفت زن یا مادرتو بیار پیش من باید بهش بدی واینا حتی اگه رهبر بگه خدا وجود نداره باور میکنن..بالاخره اینا هر چی باشه ذوب در رهبرند.از نظر این احمقا کشتارای بعد انتخابات کاملا طبیعیه و محسن روحالامینی و ندا و بقیه رو موسوی کشت و لابد بسیج و سپاه از موسوی دستور کشتار میگرفتند..ممکنه نه اصلا قبول کنن که بسیج اینارو کشته ولی بعدش میگن بسیج حق داره از خودش دفاع کنه ولو با کشتن آدم بی دفاع سرزمین خودش چون داره از نظام که از دید اونا مساویست با رهبری دفاع میکنه..واقعا اوج طالبانیسم و قسی قلب بودن رو تو این تفکر میبینید.اینا هر مخالفتی با رهبر رو زیر سوال بردن اسلامو نظامو دین تلقی میکنن..اینا تو خیابون نرفتن که ببینن کی تفنگو به سمت مردم نشونه میره..منتظر باشید که گرگهای گرسنه سپاه حتی یه روز رهبرتونو هم از سرراه بردارن همونطور که سید احمد خمینیو برداشتند….البته دوست داری باور نکنن و هزار تا بدوبیراه بار من کن و بگو من گمراهم و هدایت نمیشم..اشکال نداره..فکر کردی منم مثل تو از سر باد دل حرف میزنم..برو عقدتو تو نمازجمعه خالی کن و این دفعه بگو زنی که مادر ماست هدیه به رهبر ماست..شک نکن ایمانت قویتر میشه..هرچی بیشتر بگی بیشتر حنجره تو جر بدی زمینای بهشتو میزنن به نامت…آره اینایی که من گفتم همش الکیه.تو بگیر راحت بخواب و کاری به این کارا نداشته باش..سطح فهم تو از سطح کیهانو صداسیما بالاتر نمیره.تو نون مفتتو بخور و فکر کن داری از برکت حکومت اسلامی نون حلال میخوری

    [پاسخ]

  25. محمد می‌گوید:

    سو تک: “آیت اللعظمی خامنه ای از آیت الله العظمی میلانی اجازه اجتهاد داره.”
    همچنین ایشون ادعا کرده که آقای سبحانی و فاضل هم مرجعیت ایشون رو تایید کردند.

    لطفا سند بدهید.
    یک کتابی هست به عربی به نام “شهادات العلماء فی مرجعیه سماحه … الخامنه ای” (تو اینترنت قابل دانلوده) که نظرات تمام علمایی را در تایید مرجعیت ایشون چیزی گفتن آورده.
    اما اثری از تاییدات مراجع فعلی از جمله آقایان سبحانی و فاضل توش نیست.

    [پاسخ]

  26. پانورما می‌گوید:

    آقای فتحی
    من هیچ از این سوتک خوشم نیومد ولی این حرفاش در مورد آیت الله بیات درسته؟ آخه منم یه سرچ کردم ولی جایی ندیدم که اشاره شده باشه ایشون از کی اجازه اجتهاد داره. اصلا مگه همه باید اجازه اجتهاد داشته باشن؟ مگه ممکن نیست یه نفر با مطالعه شخصی به اجتهاد برسه؟ مگه لازمه پیش استاد درس خوند. ما خودمون تو دانشگاه بعضی درسا رو بدون استاد میخونیمو یاد میگیرم. مگه اجتهاد رسیدن به سطح علمی نیست چه نیازی به اجازه داره که یکی اجازه بده؟ همین آیت الله بیات میدونم بیش از ده ساله رساله داره مگه کسی که مجتهد نباشه میتونه رساله بنویسه؟ اگه میشه یه توضیح در این زمینه بدین .لطفا جواب این سوتکو بدین تا بعضیا خیال نکنن چون ما مودبیم جواب نداریم. بعضیا خیال میکنن فحاشی دلیل حقانیته.

    [پاسخ]

  27. تقیلو می‌گوید:

    آسو جونم کت شلوار قهوه ایت مبارک باشه. خیلی بهت میاد

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۰ ب.ظ:

    روز قدس و روز ۲۵ خرداد که تن تو رفت خیلی هم بهتون میومد اگه خیلی شجاعین اجازه یه تجمع بدین ببین چی میشه اگه فحش دادن منطق شده باشه پس وا اسفا من جلو چی کم آوردم نوکر محمود متقلب نوکر کردان ایکسفوردی آخه بدبخت چقدر تو توهم موندین که فکر میکنین کسی جواب نداره و جواب مردم رو که مثل تو دهنی براتون میاد نمیبینین کی قهوه ای پوش شده ما یا شما که هی دارین عقب میزنین
    جلو کدوم حرف سوتی کم آوردم که اینو میگی تو برو گند جدید ۲۵ میلیرد دلاریه مموتی رو جمع کن که دیگه نیاد بگه اشتباه ریالی و دلاریه پرونده شهرداری و ۳۰۰ میلیارد هم که باز شده دوباره حالا کی قهوه ای شده البته مهم نیست که معلوم شده مقالات کامی دانشجو جعلیه مثل مدرک رحیمی
    ادب بی حد و اندازه تو و اون سوتی نشون میده از چه فهم و منطقی برخوردارین
    مرتیکه من جواب فحش نمیدم فک کرده کم آوردم فحش نمیدم مثل شما نشم مثل شما از اون هدایت ها که تا کسی میگه کارتون غلطه به جای حرف فحش و باتوم در میارین بعد فکر هم میکنین خیلی زرنگین
    این فضا متعلق به یه فرزند شهیده برا من حرمت داره فحش نمیدم (میبینی که جماعت ما بی ایمان ها وقتی میگیم حرمت بهش عمل میکنیم حرمت نگه میداریم مثل شما نیستیم که فقط حرفشو بزنیم استفاده ابزاری از شهید بکنیم و هر وقتم کم آوردیم همه چی رو زیر پا بزاریم که نمونه اعلای حرمت شکنیتون همسران باکری ها بودن و اون ذوالنور بی نور که خواهر باکری ها خوب پوزه کثیفشو به خاک مالید) کجای حرفای من مثل یه آدم ناتوان عقب کشیده است نه فحشی نه توهینی تازه اون سوتی کلی از حرفای من رو هم پیچونده و برعکسش کرده و به جای جواب به حرفای من فقط فحش داده که اگه منطق و جوابی داشت این کار رو نمیکرد یه نگاه به سوتی بنداز ببین چه فشاری بهش اومده که فقط فحش داده و هیچی نتونسته بگه و گفته این به من مربوط نیست اون به من مربوط نیست این تفکر لاتهای بی سرو پاست که فحش میدن و فحش نشنیدن رو به حساب کم آوردن میزارن که البته جماعت شما چیزی به جز یه عده لات نیست خوب چی میگی حالا کت و شلوار تن کیه برو ببین به جز فحش و کتک منطق دیگه ای دارین نه ندارین کسی هم جلو این چیزا کم نمیاره بیچاره مفلوک

    [پاسخ]

    تقیلو پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۸۸ ۹:۳۱ ب.ظ:

    آسو جونم از لحنت مشخص از لباس جدیدت خوشت نیومده. می دونم سخته ولی چه بخوای چه نخوای سوتی تنت کرده. اینم که بعضیا چیزی نمیگن قضیش مثل لباس پادشاهه شنیدی که؟ خدا رو شکر کن که حداقل لخت نیستی! حالا که تنت رفته حداقل اعصابتو خورد نکن. آخه بدبخت ترسو نوکر کردان متقلب و نوکر مموتی بی ادب نفهم گند بالا آورده و فحاشی مثل من ارزششو داره اعصابتو خورد کنی؟ تازه جوابت نشون میدی اصلا فحش بلد نیستی! خدا رو شکر که اینجا حرمت داری میکنی! وگرنه من باید آب میشدم چون اینا که بهم گفتی که فحش یا خدای نکرده توهین که نیست! صفات واقعی منه!

    [پاسخ]

    ن.ک. پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۹ ب.ظ:

    آقای تقیلو باید بگم که شما نتونستین جواب محکمی بدین. شما باختین. هم شما هم سوتی.
    بهتره اگه نمی تونید جواب بدید ادای برنده بودن هم درنیارید.

  28. ل می‌گوید:

    از خدا خواهیم توفیق ادب
    بی ادب محروم ماند از لطف رب

    واقعا از طلبه جماعت، که ادعای تحصیل دین خدا و پیغمبر اون رو داره، این لحن صحبت کردن بعیده. تو حوزه به شما یاد ندادند که اخلاق علوی داشته باشید؟ اگه حضرت چنین رفتاری داشتند کسی به دین خدا متمایل میشد؟ واقعا مایه شرم و خجالته. یه طوری رفتار کنید که حضرت ولی عصر موقع شنیدن حرف هاتون شاد بشن نه با این لحن. دهانی که ازش حرف رکیک خارج بشه لیاقت حرف از دین خدا زدن رو نداره. شاید اون کسی که شما در موردش الفاظ رکیک به کار می برید نزد خدا عزیز باشه، نمیگم کار اشتباهی نکرده باشه نه هیچ کس معصوم نیست ولی شاید اینقدر کار خوب تو زندگیش کرده باشه که از دید من و شما مخفی باشه و به واسطه همون کارها نزد خدا عزیز شده باشه. خدا خوش داره که به عزیزش حرف زشت زده بشه؟ بسوزه پدر این سیاست و حزب بازی ها که ادب رو از جامعه اسلامی گرفته.

    [پاسخ]

  29. آیین می‌گوید:

    اخه این نوشتن اسم دختر سید جواد شهرستانی چه کار زشتیه که شما می کنید؟ یاد فاضله لاریجانی افتادم

    [پاسخ]

    آسو پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۸۸ ۶:۴۹ ب.ظ:

    اولا چه زشتی داره اگه اسم هم نمی آورد مخالفین میگفتن نه دوروغه اگه راس میگین کدوم دخترش نکنه ناراحتیت از اینه که اسم اون خانوم شیماست نه یه اسم عربی و مذهبی
    همین اسم خودش یه تو دهنی بزرگ به فیلمسازهای دولتیه که تا میخوان بگن یه دختر بده و بی ایمانه و وضعش خرابه یه اسم اصیل ایرانی بهش میدن
    به این میگن یه ایراد بنی اسرائیلیه ۶ دانگ

    [پاسخ]

  30. ايينه می‌گوید:

    اقایان چرا دروغ به مرجعیت می بندید؟ مگر عقل سالم باور می ککند اقای صانعی همینطوری رفته دم منزل اقای صافی و با هم ملاقات کرده اند؟و بعدم در سایت امده؟دست بردارین اونطوری که ایت الله صافی معروفه ایشون درد دین دارد نه سیاست دینی . اگر دین دارید ازاده باشید

    [پاسخ]

  31. پدرام می‌گوید:

    دوستان عزیز مطمئن باشین سوتک صادقی نغمه تقیلو سیدمحمدرضا سیدموسوی و سیدمحمدرضا امامی همگی یک نفرند که اینقدر نون به هم قرض میدن. اصلا جواب این آقا یا خانمو رو ندین. هیتلری نژادیا عادت دارن با این طرفند خودشونو زیاد نشون بدن. دقیقا مثل خود احمدی نژاد که بسیجیا رو با پول حق ماموریت میاره تو مراسم استقبالش.

    [پاسخ]

  32. الیاس پهلوان می‌گوید:

    سلام
    این خوبه این جناب آسو به همه نظرات پاسخ میده. اما همه راهم با زاویه تنگ دیدخود. من سوالی موردی وبی نظر داشتم در یک توضیح کوتاه.

    [پاسخ]

  33. می می‌گوید:

    دولت شاه حداقل تا ده سال بعد از سرنگونی مصدق، حتی در میان بسیاری از روحانیون به صورت جدی با بحران مشروعیت مواجه نبود اما “دولت کودتایی مرداد۸۸” در شرایطی است که بزرگ ترین حامی آن ـ خامنه ای ـ نامشروع ترین دوران سلطنت بیست ساله خودرا تجربه می کند تا جایی که مراجع تقلید در ایران حاضر نیستند گواهی او و تشکیلات عریض و طویلش در مورد حلول ماه شوال و فرا رسیدن عید فطر را بپذیرند… پافشاری علنی مراجع تقلید بر نپذیرفتن عید اعلام شده توسط ولی فقیه، ارسال این پیام به همه جهان بود که “همه تشکیلات رهبری و خود او دروغگویانی هستند که حتی نمی توان شهادت آنها در خصوص یک امر اعتباری را پذیرفت”.

    [پاسخ]

  34. می می‌گوید:

    یک نکته را باید توجه داشت و آن اینکه خامنه ای از قبل برای اجلاس خبرگان حیله ای اندیشیده بود که خطبه های نماز عید فطرش یکی از پازلهای این مکر بود. هاشمی از آنچه در غیابش خواهد گذشت خبر نداشته و با تماس خامنه ای جلسه را ترک میکند. کودتا بر علیه هاشمی از قبل برنامه ریزی شده بود. یک نکته را نباید فراموش کرد و آن نقش مردم است. خامنه ای تا لحظۀ سقوط خواب خوش از دست مردم نخواهد داشت. اگر ادامۀ بازداشتها به سران و علما برسد، جنبش سریعا رادیکالیزه خواهد شد که در آن صورت هیچ بسیجی و سپاهی و یا طرفدار خامنه ای امنیت نخواهد داشت و سقوط خامنه ای خیلی سریعتر از آنچه فکرش را بکنید بوقوع خواهد پیوست. امیدوارم آقای خامنه ای این ……. را نکند هر چند توقع کار عقلانی داشتن از ایشان ساده لوحانه است ولی چنانچه جنبش رادیکالیزه شود هیچ قدرتی قادر به مهار آن نخواهد بود. آقای خامنه ای باید بداند مکر و فریب در مقابل مردم اثر ندارد و ایشان حتی از احمدی نژاد هم در نزد مردم ……….است. امیدمان این است که عقلای اینها به خواست مردم تن دهند. تا دیر نشده.

    [پاسخ]

  35. ج می‌گوید:

    تورجان به نظر من هم زیاده روی می کنی، حقیقت ماجرا اینه که از آیات عظام آبی گرم نخواهد شد. آیت الله مکارم نگرانی خود رو از آب سرد کن های مترو تهران اعلام کرد، ولی کوچکترین نگرانی در مورد آدم هایی که کشته شدند (به گواهی اخبار دولتی بالغ بر ۳۰ نفر و به گفته موسوی ۷۰ نفر) نداشتند، حالا اون ضرب و شتم ها و مصدومین و مضروبین به کنار. دقت کن که در نهایت محافظه کاری، اگر انتظار موضع گیری همچون ایت الله منتظری نداشته باشیم (که اون هم مربوط به ویژگیهای شخصیتی خود ایشونه) حداقل از این همه مرجعی که تو قم هستش یکیشون نباید فقط نگران میشد، تکرار می کنم نگران میشد که تو این مملکت چه اتفاقاتی داره میفته؟
    البته در پست های اخیر خیلی تلاش کردین بگید اون ها پیگیر هستن ولی مخفیانه عمل می کنن – حتی اگر چنین هم باشه – باید گفت موضوعیت تلاش برای حفظ وضع موجود، باعث شد که به قول تاریخ ج.ا. برای اولین دفعه مرجعیت در بطن اعتراضات مردم نیستن(به هر حال درصد بسیار وسیعی ناراضی هستن که حداقل در این شکی نیست که اکثرا طبقه متوسط و موتور محرکه جامعه رو تشکیل میدن، البته توجه داشته باش که حتی در زمان شاه هم در روستا ها و شهرهای کوچک در مخیله هیچ کس نبود که مملکت شاه نداشته باشه و اعتراضات در شهرهای بزرگ بسط و گسترش پیدا کرد)
    در هر حال مردم (حداقل از نظر من) مراجع رو در کنار خود حس نمی کنن، نمونش همین بیانیه خبرگان که انگار نه انگار این اتفاقات افتاده، مگر نه اینکه رهبر منتخبه خبرگانه و باید کیومد خبرگان گزارش می داد، همین، حتی اگه بعدش هم خبرگان دوباره قبای رهبریت رو فقط قواره تن آقا می دید.
    باید قبول کرد که این عملکرد بسیار منفعلانه، حتی اگه بر خلاف میل علما باشه، ولی نزد مردم فقط نمود رضایتمندی اینان از وضع موجوده، و دیدار صافی و صانعی حتی اگه با پیشفرض های شما انجام شده باشه، باز هم هیچ بازخوردی نخواهد داشت.
    اینه که این اعتراضات-متاسفانه- نقطه عطف حرکت جامعه ما به سمت دین ستیزی ست، دقیقا همانگونه که تمام جوامع این مسیر رو طی کردن، و البته در آینده (دور و نزدیک بودنش رو نمی دونم) دین و آخوند ستیزی به شکل بسیار افراطی نمود خواهد یافت.

    [پاسخ]

  36. آسو می‌گوید:

    آقای پهلوان من جواب بد یا تنگ نظرانه ای داشتم ؟اگه احساس بدی داشتید ببخشید ولی بگو کجاش تنگ نظرانه بود

    [پاسخ]

  37. آسو می‌گوید:

    تقیلو یه نگاه به فرموده های هم تیمت بنداز ببین چه قد حرمت نگه داشتم چی نشون میده کم آوردم که هی حرف میزنی معلومه که از طیف محمودی شماها که سکوت موسوی رو تو مناظره میزارین به حساب کم آوردن و هتاکی احمدی نژاد رو به حساب پیروزی معلومه به من چی میگین از نظر من هتاکیه بی حد و اندازه سوتک شما فقط نشانه شکست مطلقه مگر نه هیچ پیروزی نیاز به هتاکی نداره
    بی حیا بی آبرو سلیطه(که من هنوزم میگم فحش مخصوص زنه) اظهار فضولات رو کی گفت اگه احساس فشار و درموندگی نمیکرد نمیگفت پس کت و شلوارش رو نتونست به من بده گذاشته برا تو که توهم برد داری مثل همون شاه که توهم پوشیدن لباس داشت ولی……….

    [پاسخ]

  38. آسو می‌گوید:

    آقای پهلوان من هم نگفتم شما از سئوالتان غرضی داشتید پاراگراف اول نظر شما نشان میده من و شما خیلی با هم اختلاف نداریم من فقط جسارت کردم به بخشی از چیزهایی که خودم میدانم و مربوط به حرف شما بود اشاره کردم اگه جواب به بقیه میدم خوب اینجا جای اظهار نظره شما هم در مورد حرفهای من اظهار نظر کنید(البته مثل سوتک فحش ندین که البته میدونم نمیدین)من فقط نظردادم که این سئوال ربطی به موضوع نداره در مورد زنگان هم من یه نگاه کوچیک انداختم سئوال شما کنجکاویه من رو هم تحریک کرد حق با شماست نام قدیم زنجان زنگان بوده موفق باشید بازم ببخشید اگه چیز بدی گفتم

    [پاسخ]

  39. امین می‌گوید:

    آقای سوتک شما همون امیر حسین بادامچی نیستی؟؟؟؟ دفتربسیج دانشگاه شریف رو ول کردی اومدی اینجا؟؟؟؟ بهتره بری باتوم از دست دوستات بگیری یا بری کامنت های وبلاگت رو جواب بدی.
    من از این آدم یک خاطره دارم که بعدا براتون تعریف می کنم در ضمن منطق ایشون اینه که “من منطقی صحبت میکنم و چون منطقی صحبت می کنم حرفم درست است” اگر هم قبول نکنید که میدونید چی میشه؟؟ چند تا ناسزا تقدیم میگردد.
    اکر میخواهید ببینید راست میگم یا دروغ کلمه سوتک رو سرچ کنید وادبیات این کامنت ها را با پاسخ هاش تو وبلاگش مقایسه کنید.

    [پاسخ]

  40. سو تک می‌گوید:

    فقط خواستم در جواب امین بگم من این فرد مورد اشاره نیستم. به توصیه امین اتفاقا سرچ هم کردم. حداقل سه وبلاگ با این نام پیدا شد که با بررسی متوجه شدم منظور امین احتمالا فردی به نام محمد حسین بادامچی(نه امیرحسین) است. من هیچ یک از این سه فردی که اشاره کردم نیستم. جالبه حتی رادیو سوتک و مجله سوتک هم در سرچ بود. من خودم نمی دونستم این اسم اینقدر گسترده استفاده میشه و منظور خاصی هم از این اسم نداشتم و اصلا هم نمیدونم این آقای امین چطور نتیجه گرفته از بین این افراد من کدام یک هستم در حالی که هیچ یک نیستم و تازه به فکر نقل خاطره و صدور پاره ای دستورات تربیتی! هم افتاده. اینا رو هم فقط برا این گفتم که حرفهای من به فرد دیگری که به من ربطی نداره نسبت داده نشه. به نظر میاد این فردم میشناسی(البته نمیدونم چرا اسمشو دقیق نمیدونی) میتونی از خودش بپرسی. آقای امین مطمئن باش باهوش من بدلیل ترس از سید مهدی هاشمی ها نمی خواستم هویتمو فاش کنم و نمویومدم از اسم وبلاگیم استفاده کنم که قابل پیگیریه. به هر حال من هیج ربطی به فرد مورد اشاره ندارم. نکته جالبی که میشه نتیجه گیری کرد طرز فکر شماهاست که بواسطه یک اسم (اونم اسمی که مربوط به چند نفره) و خاطرات آشفتتون کشف هویت میکنین و تازه بر مبنای احتمال دستور هم میدین و تازه دلیل هم میارین و نتیجه گیری م میکنید و همه اینا بر مبنای احتمال اثبات نشده است. البته از وابستگان این طیف انتظاری جز این نیست چون بزرگان این جمع چون کروبی هم بر پایه احتمالات آشفته و بی دلیل(مشابه آقای امین که نشان داد درسشو خوب یاد گرفته) کشورو به هم ریختن. خدا همتونو هدایت کنه.

    [پاسخ]

  41. آقاسی می‌گوید:

    سوتک عزیز
    خوشحالم افرادی مثل شما وجود دارند که به طور مستدل بحث می کنند. کاملا مشخصه که افرادی که وارد بحث با شما شده اند در نهایت یا در جواب مانده اند یا بحثو منحرف کردن به سمت موضوع بی ربط غیر از سخنان شما. ولی من هم با صادقی موافقم که حرفهای شما در قالب بهتری قابل بیانند.امیدوارم موفق باشی.
    من هم دوست دارم در صورتی که وبلاگ دارید استفاده کنم. در صورتی که مایل نیستید خودتونو معرفی کنین اگر زحمت نیست با میل آدرس وبلاگتونو به من بفرستین. راستش بیشتر یه خاطر این موضوع کامنت گذاشتم. میل من:
    agassi@yahoo.com

    [پاسخ]

  42. رحیم می‌گوید:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    دوشنبه هفتم مرداد سال ۸۷ آقا زاده آیت الله بیات در وبلاگشان داستانی از پدرشان نقل کردند که جای تامل بسیار داشت. وقتی آن را کامل خواندم و بررسی کردم با خود گفتم چگونه ممکن است ایشان چنین اشتباهی کرده باشند. با اینکه این مسئله خیلی بعید به نظرم می رسید ولی چون ناقل قصه آقا زاده ایشان بودند ناچار پذیرفتم.

    داستان از این قرار بود که در زنجان یکی از مراجعین که مشکل مالی داشته است از آقای بیات درخواست پول می کند. ایشان چون پولی همراهشان نبوده از حاضرین می خواهد که به این آقا کمک کنند. یکی از افراد حاضر در آنجا به آقای بیات اعتراض می کند شما که پولی همراهتان نیست چرا آبرو و اعتبارتان را برای کسی که معلوم نیست راست می گوید یا دروغ خرج می کنید. آقای بیات در اینجا برای توجیه این عمل خود داستانی را به امام هادی (ع) نسبت می دهند که مو به تن آقا زاده ایشان سیخ می شود. ایشان می گویند که «در عصر امام هادی(ع) شخصی به حضرت مراجعه می کند و تقاضای کمک مالی می کند. امام هر چه سعی می کنند تا پولی را جور کنند، ظاهراً نمی توانند و رو می کنند به آن مراجعه کننده و می گویند: من پولی ندارم ولی می توانم این کار را برایت بکنم که من را ببری در بازار و به عنوان برده بفروشی و پولش را ببری و مشکلاتت را حل کنی…..» و در ادامه با بغض ادامه می دهند: «همانطوری که در تاریخ نقل شده، آن فرد حضرت را برد و در بازار فروخت و ادامه داستان که همه اون در تاریخ موجود است»

    پس از خواندن این داستان که هر خواننده ای را به تعجب وا می دارد به شکلی که مو به تن آقا زاده ایشان هم سیخ شده است به تحقیق درباره آن مشغول شدم و متوجه شدم که آقای بیات سخنان و کارهایی را به امام هادی (ع) نسبت داده اند که در تاریخ زندگی ایشان وجود ندارد.
    تنها چیزی که در این مورد در تاریخ پیدا کردیم روایت مرسل و بی اعتباری بود که مضمونش شبیه داستان فوق است و دیلمی (از علمای قرن هشتم) در کتاب «أعلام الدین» نقل کرده و البته نه درباره امام هادی (ع) بلکه درباره حضرت خضر نوشته شده است. (اعلام الدین، ص ۳۵۰ و ۳۵۱)
    علاوه بر اینکه چنین مطلبی در زندگی امام هادی (ع) وجود ندارد و درباره خضر (ع) هم روایت از اعتبار کافی برخوردار نیست از جهت مفهوم نیز دارای اشکالات متعددی است که امکان ندارد چنین عملی از معصوم صادر شده باشد:

    ۱٫ کسی که برده نیست نمی تواند خودش را برده معرفی کند. با توجه به این داستان نعوذ بالله امام (ع) ترویج دروغ کرده و به آن فرد گفته که من را برده معرفی کن. یعنی به دروغ بگو من برده تو هستم و می خواهی من را بفروشی.

    با توجه به اینکه این داستان مورد قبول آیت الله بیات بود ه است به نظر می رسد فتوای ایشان این باشد که در زمانی که در فقر به سر می بردیم و به پول نیاز داشتیم می توانیم دروغ بگوئیم!! اگر اینطور نیست معظم له خودشان این معضل و تناقض را حل کنند و بگویند چگونه این داستان صحیح است و چگونه ممکن است امام در این مورد ترویج دروغ کرده باشند؟!

    ۲٫ امام وظیفه اصلی اش هدایت و رهبری و راهنمایی دینی و سیاسی مردم است. اگر امام برده دیگری شود آیا می تواند به این وظیفه خود عمل کند؟! مگر اینطور نیست که برده باید کاملا از مولای خود تبعیت کند؟ آیا امامی که از آزادی عمل برخوردار نباشد می تواند وظیفه اش را انجام دهد؟! مشخص است جواب سوال منفی است.

    ۳٫ آیا این کار با عزت و سربلندی امام معصوم سازگار است؟! آیا این کار ذلت و خواری برای امام نیست؟! آیا این عمل با شعار «هیهات من الذلّه» (مقتل خوارزمی، ج۲، ص ۷) مخالف نیست؟

    امیدواریم حضرت آیه الله بیات (که مرجع تقلید هستند) احکام فقهی و مسائل مربوط به آن را همانند این قضیه با مساحمه و کم دقتی بررسی نکنند.
    از ایشان خواستارم این نقد کوچک را از این حقیر بپذیرند که عقل و شرع هر دو ما را ملزم به نوشتن این مقاله کرد.

    با تشکر

    تمامی دو کامنت از سایت شیشه ای میباشد

    [پاسخ]

  43. حبیب ریاضی می‌گوید:

    http://www.amontazeri.com/farsi/pic_display.asp?id=749
    http://www.amontazeri.com/farsi/pic_display.asp?id=880

    به این دوتا عکس توجه کنید.
    ببینید دفتر آیت الله منتظری، آیت الله بیات رو چطور خطاب می کنه. البته آدمهای بهانه جو اگر این رو ببینن حتماً می گن اصلاً آقای منتظری هم مجتهد نیست لابد.
    ولی این سند نشون می ده که دفتر آیت الله منتظری بین ایشون و آیت الله بیات زنجانی فرقی قائل نیست.
    این پیغام رو در وبلاگ محسن بیات زنجانی هم گذاشتم. دیگه از نظر فقهی آیت الله منتظری رو که نمی شه رد کرد که.

    [پاسخ]

  44. امين می‌گوید:

    من قلبا از جناب آقای سوتک عذرخواهی میکنم چه کنم این ادبیات جالبشونه که به ما این شبهات رو القا میکنه. اما میبینم که با اینکه قهر کرده بودید بازم برگشتید!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  45. آسو می‌گوید:

    امین جان اگه بخوای از رو ادبیات قضاوت کنی سوتک میتونه شریعتمداری. سعید قاسمی . بذرپاش.رسایی یا هر کس دیگه باشه مگه فرقی با هم دارن فقط فحش توهین تهمت تهدید و…
    دیگه خودت میدونی

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *